آلیک: روزنامه حزبی یا همگانی؟

 

 

آلیک (موج)، تنها روزنامه ارمنی‌زبان ایران و دومین روزنامه قدیمی کشور، هشتاد ساله شد. به این مناسبت مراسم متعددی در جامعه ارامنه کشور برگزار شده و می‌شود. در ارمنستان نیز وزارت دیاسپورای آن کشور هشتادسالگی آلیک را به عنوان یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های دیاسپورا جشن گرفت. موضوع اصلی این شماره هویس نیز به ارائه اطلاعات اولیه درباره این روزنامه و نقد آن اختصاص یافته است.

نخستین شماره آلیک در آغاز سال 1310 شمسی به سردبیری هوسپ تادئوسیان (برادر کریستاپور میکائیلیان، یکی از سه بنیان گذار حزب داشناکسوتیون) منتشر شد. مدیر مسؤول روزنامه دکتر وارتان هوانسیان بود که به مدّت بیست سال در این سمت باقی ماند. آلیک چهار سال به صورت هفته‌نامه‌ای چهار صفحه‌ای منتشر می‌شد. بعد تا 1320 یک روز در میان (هفته‌ای سه شماره) منتشر می‌شد و از این تاریخ به بعد تا امروز به صورت روزنامه منتشر شده است. روزنامه آلیک بیست سال صبح‌ها منتشر می‌شد و از سال 1339 به روزنامه عصر تبدیل شد. آلیک در کنار انتشار نشریه اصلی ضمیمه‌ها و نشریات وابسته‌ای هم داشته است که از میان آن‌ها می‌توان به ماهنامه آلیک (1340-1342)، دوهفته‌نامه آلیک نوجوانان (1348-1357) و ضمیمه ادبی صفحه 404 (1368-1382) اشاره کرد. در حال حاضر نیز ضمیمه‌ای به عنوان خاچمِروک (چهارراه) منتشر می‌کند.

انتشار منظم آلیک طی هشت دهه دو بار به اختلال دچار شده است. نخستین بار در سال 1320 به مدت سه چهار ماه به سبب وضعیت نامعلوم سال‌های اشغال ایران از سوی متّفقین و یک بار دیگر در اوج انقلاب اسلامی سال 1357 به سبب مشارکت روزنامه در اعتصاب سراسری 62 روزه مطبوعات کشور.

آلیک ارگان رسمی حزب داشناکسوتیون (نام کامل: های هِقاپُخاکان داشناکسوتیون، یعنی فدراسیون انقلابی ارمنی) است و بررسی عملکرد و روش آن بدون توجه به این واقعیت شدنی نیست. حزب داشناکسوتیون در سال 1890 با هدف خودمختاری ولایات ارمنی‌نشین شرق امپراتوری عثمانی تأسیس شد و نقش مهمی در تاریخ معاصر ارامنه بازی کرد. چنان که از نام آن پیداست تفکر و روش انقلابی داشت و این تفکر و روش را بعد از فروپاشی نخستین جمهوری ارمنستان (1918-1920) که داشناکسوتیون حزب حاکم آن بود و استقرار جمهوری شوروی با خود به دیاسپورای ارمنی آورد. داشناکسوتیون از همان آغاز شکل‌گیری خود در ایران و میان ارامنه ایران هم حضور فعالی داشته و در نهضت مشروطه در کنار دیگر مشروطه‌خواهان ایرانی مشارکت کرد. در سال‌های حکومت شوروی در ارمنستان و تبعید حزب از وطن، مبارزه با شوروی خط مشی اصلی داشناک‌ها بود و به همین سبب در سال‌هایی جنگ سرد نیز در کنار نیروهای غربی و حکومت‌های هوادار آن‌ها به ضدیت با گروه‌های چپ ارمنی پرداختند. با چنین پیشینه‌ای معلوم است که کمترین سخنی از یک روش مدارا با گروه‌های دیگر نمی‌توانست در میان باشد و رابطه داشناک‌ها با سایر نحله‌های سیاسی ایران که با اغماض می‌توان همه را زیر عنوان "چپ" دسته‌بندی کرد، گروه‌هایی که خود با پیروی از مسلک انقلابی به نوعی دیگر در تسامح و تساهل دست کمی از داشناکسوتیون نداشتند، همیشه با خصومت متقابل همراه بوده است. بازتاب همه این‌ها را در خط مشی روزنامه آلیک می‌توان مشاهده کرد.

واقعیت این است که آلیک روزنامه‌ای حزبی است که می‌خواهد وظایف یک روزنامه اطلاع‌رسان همگانی را هم در جامعه ارامنه ایران تحقق بخشد و این شدنی نیست. یک روزنامه عادی باید بتواند همه اخبار مهم جامعه ارامنه و ارمنستان را با ملاک اهمیت خبری آن‌ها پوشش دهد و این کاری است که آلیک از عهده آن برنمی‌آید. برای نمونه مینیاتورهایی از موزه وانک جلفا دزدیده می‌شود و این خبر انعکاس وسیعی در رسانه‌های ارامنه ایران و در تا حدودی در مطبوعات ارمنستان پیدا می‌کند، امّا آلیک به انتشار اطلاعیه رسمی شورای خلیفه‌گری اصفهان بسنده می‌کند و جز این در آن هیچ مقاله، گزارش یا مصاحبه‌ای درباره این واقعه نمی‌توان یافت. یا ممکن است در ارمنستان تظاهرات گسترده‌ای از سوی احزاب اپوزیسیون برگزار شود، امّا در آلیک هیچ انعکاسی نیابد یا انعکاس اندکی داشته باشد. دلیل این امر البته به این برمی‌گردد که در صحنه سیاسی ارمنستان، روابط حزب داشناکسوتیون و هاک (کنگره ملی ارمنی) به رهبری لئون ترپطروسیان تیره است و این امر باعث می‌شود تنها روزنامه جامعه ارامنه ایران نتواند وظیفه اطلاع‌رسانی عادی یک رسانه همگانی را انجام دهد.

دیگر این که آلیک به تبع ارگان حزبی بودن خود ماهیتاً از انعکاس اندیشه‌های مخالف مشرب حزب متبوعش ناتوان است. علاوه بر این حتی از پوشش خبری برنامه‌های انجمن‌های غیرخودی و فعالیت‌های شخصیت‌های فرهنگی و هنری ارمنی در سطح جامعه بزرگ ایران اگر به گمانش از مخالفان حزب باشند پرهیز می‌کند. تأکیدها مکرر سردبیران آلیک و رهبران حزب بر این که این روزنامه نمی‌خواهد تنها ارگان حزبی باشد بر این گواهی می‌دهد که آن‌ها خود به این تضاد بین ارگان حزبی بودن و نقش یک رسانه عمومی را بازی کردن واقفند. امّا به نظر نمی‌رسد که این تناقض راه حل قاطعی داشته باشد. جالب است که برخی از بخش‌های فرعی روزنامه مانند بخش آگهی‌های بازرگانی و آگهی‌های ترحیم خدماتی به جامعه ارامنه ایران ارائه می‌کنند که به درد همه جامعه می‌خورد و کارکرد غیرحزبی و غیرسیاسی همگانی دارد. امّا حتی در زمینه آگهی‌های بازرگانی نیز که در ازای پول چاپ می‌شوند، روزنامه اگر احساس کند مؤسسه‌ای که باید تبلیغ شود صاحبش از دید ملاک‌های حزب "عنصر نامطلوبی" است، از چاپ آگهی خودداری می‌کند.

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 111

2 آذر 1390