مقاله ای در باره هشتاد سالگی روزنامه آلیک

 

و بازتاب آن در سایت هایلی

 

روز چهارشنبه 25 آبان به مناسبت هشتادمین سالگرد انتشار روزنامه آلیک میزگردی برگزار شده بود برای بررسی وضعیت مطبوعات ارمنی. من هم به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در بحث دعوت شده بودم و طبیعتاً نظرات انتقادی خود را درباره این روزنامه در آن جا مطرح کردم. در پایان به خوبی و خوشی با شرکت کنندگان دیگر که سردبیر روزنامه آلیک هم در میان‌شان بود دست دادیم و از هم خداحافظی کردیم. مهم‌تر از درست و نادرست دیدگاه‌های مطرح شده در طول میزگرد، این رفتار متمدنانه بود که بنشنیم، همدیگر را نقد کنیم و گمان نکنیم که چون بر یک نظر نیستیم باید یکدیگر را نابود کنیم یا اگر از دست‌مان برنیامد به هم فحش بدهیم.

سه روز بعد. شنبه 28 آبان. مقاله‌ انتقادی کوتاهی که درباره هشتادسالگی آلیک نوشته‌ام در روزنامه شرق منتشر می‌شود. سایت هایلی آن را نقل می‌کند و ناگهان در کامنت‌هایی که به دنبال مقاله می‌آیند ناسزا و بهتان علیه نویسنده مقاله شروع می‌شود. از اتهام "نجس کردن جامعه منسجم ارامنه" تا تشبیه نوشته به "باز شدن دمل چرکین" تا "خوش رقصی برای جامعه بزرگ" و "عنصر بیگانه و مزدوری که اصلاً حق صحبت کردن درباره جامعه ارامنه را ندارد" تا انتساب تاریخ همه جریانات مخالف حزب داشناک به نویسنده مقاله که جرأت کرده است بعد از یک سال و انتشار ده‌ها و بلکه صدها مقاله ستایش‌آمیز درباره آلیک، چند کلمه‌ای در انتقاد از این روزنامه بنویسد.

این نوشته ابداً درباره درستی و نادرستی نظرات و بدفهمی‌های کامنت‌گذاران نیست. در لابه لای سطرهای آن نظرات مطالب قابل بحث وجود دارد، در نوشته من هم ممکن است نظر نادرستی باشد. امّا این نوشته جای پرداختن به این بحث‌ها نیست. این نوشته فقط دعوتی است از خواننده که خود مقاله را بخواند و کامنت‌ها را هم بخواند و قضاوت کند. این کامنت‌ها نوشته‌های آدم‌هایی هستند که حتی جسارتش را ندارند با نام خود اظهار نظر کنند. TOTOها و shantها و مِقِدی‌هایی که پشت نقاب عنوان‌هایی چون "یک خواننده" و "از دوستان خودت" به ابراز و اشاعه ی نفرت می‌پردازند. در این صورت آیا ارزشی دارد جواب دادن به آن‌ها؟ به نظر من، بله. این جوّی که در این کامنت‌ها می‌بینید انعکاس بخشی از فضای جامعه کوچک ماست. این فضا دروغ نیست، امّا چه خوب که حامیان این نوع نگرش شرمنده هستند به نام خود به میدان بیایند. این نشان می‌دهد که جوّ حاکم جامعه دیگر این نوع برخوردها را نمی‌پسندد.

روبرت صافاریان

 

 

آلیک هشتادساله شد

 

این روزها وقتی برخی آشنایان پرس‌وجو می‌كنند كه نیستی و من در پاسخ توضیح می‌دهم كه در یك مجله ارمنی‌زبان مشغولم، هنوز اسم مجله‌مان را نگفته، می‌گویند آلیك؟ و من حرصم می‌گیرد چون با  آلیك مخالفم، چون مجله‌ای كه در آن كار می‌كنم، هویس، می‌خواهد چیزی باشد متفاوت با  آلیك. آلیك روزنامه‌ای است ارمنی‌زبان كه از سال 1310 در تهران منتشر می‌شود. در آغاز مدتی ماه نامه و هفته‌نامه بوده و از سال 1341 به طور منظم به صورت روزنامه منتشر شده است و بعد از روزنامه اطلاعات دومین روزنامه قدیمی كشور است. این كه من روش آلیك را از منظر روزنامه‌نگاری نمی‌پسندم، دلایلی دارد كه در این جا نمی‌توان بسط داد، اما خلاصه‌اش این است كه آلیك روزنامه‌ای است كه تفكر سیاسی معینی را دنبال می‌كند كه از دید من یك جور ملی‌گرایی تعصب‌آلود است. البته تا این جای مسأله ایرادی ندارد، اما شاید این روزنامه به عنوان تنها روزنامه ارمنی‌زبان ایران، می‌توانست عرصه‌ای نیز برای انعكاس نگاه‌های متنوع و حضور آدم‌های دگراندیش به وجود بیاورد، كه نیاورده است. حاصل كار، روزنامه‌ای است كه محافظه‌كاری از سرتاپای آن می‌بارد. نه تنها به لحاظ محتوا كه گفتم بحث دیگری است و خاص روزنامه نیست و به حزب سیاسی پشت آن برمی‌گردد، بلكه همچنین از نظر شكل و شمایل، زبان، نوآوری در شكل ارایه گزارش‌ها و گزینش عنوان‌ها و...  . ادامه نمی‌دهم، چون روزنامه به زبان ارمنی منتشر می‌شود و بیش تر خوانندگان این یادداشت نمی‌توانند درستی این انتقادات را بیازمایند و مستقلا درباره آن داوری كنند.

اصلا انتشار روزنامه به زبان فارسی خود پرسشی است. در بیش تر نقاط دنیا روزنامه‌های ارامنه به صورت دوزبانه یا به زبان كشور میزبان درمی‌آیند. آكوس از نشریات ارامنه تركیه به سردبیری هراند دینك فقید كه به دست متعصبان ترك ترور شد، به زبان تركی در می‌آمد و شاید به همین سبب بود كه ترور او واكنشی چنان گسترده در میان روشنفكران ترك داشت و در تشییع جنازه او انبوهی از شهروندان ترك به خیابان‌ها ریختند و فریاد زدند ما همه هراند دینك هستیم، ما همه ارمنی هستیم. منظور از این نمونه آن است كه اگر می‌خواهی با جامعه بزرگ سخن بگویی باید به زبان جامعه بزرگ سخن بگویی. اما این خود پارادوكسی است. زبان ارمنی، بخش اساسی هویت ملی ارامنه تلقی می‌شود و انتشار نشریه به فارسی به معنی پذیرش این واقعیت می‌بود كه این زبان كارآیی خود را به عنوان زبانی زنده از دست داده است. اما این امر از یك عدم تمایل به تعامل با جامعه بزرگ نیز آب می‌خورد. بسیاری از مسایلی كه در روزنامه‌ای مانند آلیك منتشر می‌شوند، اصولا به درد جامعه بزرگ نمی‌خورند. علاوه بر این، زبان ارمنی حریم خصوصی امنی به وجود می‌آورد كه در آن می‌توان با همزبانان خود (آن هم آن هایی كه می‌توانند ارمنی را راحت بخوانند) گفت‌وگو كرد، بدون این كه غیر بداند چه می‌‌گویید. و با این‌گونه فقدان تعامل بین جامعه بزرگ و اقلیت قومی مفروض، طبیعی است كه چند نسل طول بكشد تا جامعه بزرگ نامت را یاد بگیرد و شهروندان به مسایل جامعه كوچك تو علاقه نشان دهند، هرچند این مسایل، مسایل جامعه بزرگ هم هست. به هر رو، آلیك با هشت دهه پیشینه ی انتشار، توانسته است نام خود را در تاریخ مطبوعات ایران و در حافظه جمعی جامعه بزرگ ایران ثبت كند. این ثبات البته بی‌ارتباط نیست با آن محافظه‌كاری بنیادینی كه به آن اشاره كردم. اقلیت‌های قومی و دینی به تجربه می‌آموزند كه چه طور با شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار متفاوت همساز شوند تا بتوانند به بقای خود ادامه دهند.

آلیك در دو حكومت و در پنج، شش نوع فضای سیاسی- اجتماعی متفاوت به حیات خود ادامه داده و برای این كار بهایی پرداخته است كه بخشی از آن ركود، اینرسی و مقاومت در برابر تغییر است. در روزنامه آلیك هم تغییرات رخ داده است اما بسیار كند و لنگ لنگان به دنبال تغییرات جامعه بزرگ. با این همه آلیك عنوان یك واقعیت انكارناپذیر، یك مؤسسه انتشاراتی باثبات، در تاریخ ارامنه ایران نقشی بازی كرده است كه نه می‌توان بر آن چشم بست و نه می‌توان از كنارش گذشت. تردید ندارم آن ها كه كار واقعی تهیه مطالب و نگارش مقالات و آرایش صفحات و چاپ روزنامه را انجام می‌دهند، همانند همه همكاران خود در نشریات دیگر علاقه دارند، كارشان را به بهترین نحو انجام دهند. البته گاهی هم چارچوب‌ها و شرایط روزنامه را تنگ می‌یابند و بیرون می‌زنند. من خودم نوشتن مقاله و نقد فیلم را در اوایل دهه 1350 از آلیك شروع كردم. آن هم به صورت حرفه‌ای، یعنی پول هم می‌گرفتم. در دبیرستان درس می‌خواندم و سردبیر روزنامه مدتی خاژاك دِر گریگوریان بود كه درس خوانده فرانسه بود و آشنا با سینما و با من درباره نقدهایی كه می‌نوشتم بحث می‌كرد و برایم عجیب بود كه سردبیر آلیك می‌تواند درباره سینما بحث كند. اما این همكاری دیری نپایید. آلیك تنگ بود، جامعه بزرگ در تلاطم و... .

 

 

نمونه کامنت هایی که در انتهای مقاله آلیک هشتادساله شد در سایت هایلی گذاشته شده است

 

جرأت می‌کنی از آلیک انتقاد کنی؟ آن هم به فارسی؟ پس بگیر!

 

 

2011/11/19 16:09

porzek chehamemadel zer terte aliki hed, duk der yerkaaaaaaaaaaa aar janaparh pidi anxnek minch hasnek alikin. u miporzek alik 80 amyak-e charashahel zer ayspes kochvax terti anune holovelu hamar (جامعه بزرگ)-um . meka chi sdaxvum.

(ترجمه: سعی نکنید خودتان را با آلیك مقایسه کنید. شما باید راه درازی بروید تا به آلیك برسید. و سعی نکنید هشتاد سالگی آلیك را وسیله ای بکنید برای مطرح کردن نام مجله خودتان در جامعه بزرگ. البته به هر حال نتیجه ای نمی گیرید).

 

TOTO 2011/11/19 18:33

صافاریان جان

شما خیلی باید ترشی بخوری تا یک دهم اون روزنامه ملی‌گرای تعصب‌آلود بشی

زمستون میره و روسیاهی به ذغال می مونه

حداقل یه اشاره ای به نکات مثبت آلیك می کردی

زنده می مونیم و گل کاری شما رو هم می بینیم

 

Armen 2011/11/20 12:26

انگیزه روزنامه آلیك حفظ هویت ملی ارمنه است و به خاطر این مهم سختی بسیار دیده. جالب است بدانیم با تمام این تفاصیل چه انگیزه ای باعث شده که خود شما سر دبیر مجله هویس شوید، مگر نه آن که مخاطبین شما نیز همان محدود ارامنه ای هستند که می توانند ارمنی بخوانند. در ثانی بدیهی است بدون خوش رقصی های لازم هویس شما هم نمی توانست دوام بیاورد. پس موضوع چیز دیگری ست.

 

از دوستان خودت 2011/11/20 13:27

شما محافظه کار و تنگ نظر تفسیر کنید. ولی قلم به دستان آلیک- با تمام ضعف هایشان - آن قدر مرد بوده اند که حتی امثال شما را به دلیل ارمنی بودن محفوظ نگه داشته اند. شما هیچ وقت نمی بینید که در آلیك از دعاوی حقوقی و اختلاس های رییس تان آقای آهارونیان سخنی بیاید. از آن یکی مجله و مینی بوس هنرمندان هم همین طور. از توده ای های سابق و کمونیست های انترناسیونالیست و دشمن ملت ما هم صحبتی نکنیم. اگر محافظه کار نبودند که کلیت "هاماینک" ما با خطرهای فراوانی زندگی می کرد.

واقعا نمیدانی چرا آلیك محافظه کار است و همه چیز را نمی نویسد؟ چه رسد که به فارسی مثلا بگوید فلانی تفكر سیاسی معینی را دنبال می‌كند؟ واقعا یکی از افتخاران این جامعه کوچک - که در قیاس با جامعه بزرگ تر پست می شمارید - همین روزنامه آلیك است. یک کم معرفت چیز خوبی بود که بزرگان داشتند ولی انگار شما ندارید.

این حرف ها تأیید آلیك نیست ولی تقبیح کار شما هست. اگر دستت جایی بند است خدمتی بکن. اگر نیست خاموش بمان همان گونه که خیلی وقت ها آلیك خاموش می ماند.

.

شما خواسته اید یه جورهایی بار مثبت به حرف های خودمانی تان بزنید ولی در مجموع بار مقاله منفی و مخرب است. تعهد شما به جامعه بزرگ تر با آن نگاه جهانی کلیشه ای دقیقا پست شمردن جامعه کوچک است.

منزوی هم خودتی!  آلیك واقعا محافظه کار هست ولی منزوی خیر. خلاصه بگم چوقولی پیش جامعه بزرگت جالب نیست.

.

راجع به دبه ماست که صحبت نمی کنی که، آن همه سابقه و آدم حسابی در این هشتاد سال توی آلیكبوده اند که یک عمر دو نفرشان را نمی توانی همزمان توی دفترت ببینی

کل مجموعه و منظومه آهارونیان یک "سدا گریگوریان" یا یک "واراند" را می تواند برای 15 روز پیش خودش نگه دارد که این قدر از موضع بالا به این روزنامه نگاه می کنی؟

.

امروز شاهکار جدیدتو توی هویس خوندم. کلا بی خیال دیگه ارزش نداره راجع به تو بحث کنیم. چاپ فارسی این عقاید خوش رقصی برای جامعه بزرگت است. برو خوش باش.

 

یك خواننده 2011/11/21 19:02

آقای سافاریان، این درست كه در و تخته روزگار به گونه ای به هم پیوستند كه به دلیل قحط الرجال شما خود را روزنامه نگار نامیدید و از دیدگاه كارشناس مطبوعاتی، از چگونگی انتشار و ویژگی های آلیك سخن می گویید.

اصالتا" انتشار روزنامه یا نشریه ای از نیاز یك جامعه نشئت می گیرد و انتشار آلیك نیز نیاز مبرم آن زمانی بود كه اربابان شما، نورالدین كیانوری، با گماشتن جاسوس هایی كه بعدا جای خود را به سورن هامبارچیان و كارو (كاراپت) هاكوپیان به عنوان كارگزاران سازمان خرابكاری شوروی و زاده ی آن حزب رسوای توده، سپردند، كمر همت خائنانه برای شكست اتحاد جامعه ارامنه علیه نفوذ نوكرصفتانه اربابان شما بستند. در یك كلام، انتشار آلیك برای خنثی سازی توطئه های برنامه ریزی شده ‌رفیق كیانوری و حیدر علی اف (مسؤول ستاد تشكیلاتی ارامنه حزب توده). یك نیاز مهم برای جامعه ارامنه كشور بود.

.

اساسا شما با كدام پیشینه روشن و صریح در خدمات ملی، داد سخن از نیازهای یك جامعه و توقعات آنان از یك نشریه متعلق به خودشان سر می دهید.

این اجازه را فقط مردم می دهند و رأی مردم همین كامنت هایی است كه شما و هم پالكی های شما را رسوا ساخت. از این رو دشمنی دیرینه شما با روزنامه مستقل آلیك چندان هم بی علت نمی باشد. آن چه در این برهه از زمان مهم است آگاهی دادن به جوانانی است كه متأسفانه اطلاعات چندانی نسبت به گذشته نزدیك خود و خادمان و خائنان جامعه خود ندارند. شاید این مسأله (آگاهی نرسانی به نسل جدید ارامنه و رسوا سازی شما و امثال شما) یكی از بزرگ ترین خطاهای روزنامه آلیك یاشد. .

لطفا شما به عنوان عنصری بیگانه و مزدور اجازه سخن گفتن در مورد جامعه ارامنه را به خود ندهید و سرتان به كارخودتان باشد.

 

یك خواننده دیگر 2011/11/21 19:34

آقای صافاریان این مقاله انتقادی نیست، بلكه دملی است چركی كه با همكاری نا آگاهانه روزنامه وزین شرق (كه فریب اطلاعات نادرست شما را خورده) پس از سال ها سر باز كرده و با ریم كثافت آلود آن در جامعه منسجم ارامنه ایران را نجس می كنید.

.

اما شما همه چیز را قاطی كردید و به ناچار جمیع اضداد ضد و نقیص را به هم می بافید تا تدبیری برای اشتباه خود كرده بیاندیشید، اما افسوس كه نه تنها موفق نشدید، بلكه بر كاستی های هجو نامه خود نیز افزودید.

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 112

16 آذر 1390