درباره ی ترجمه چند واژه

 

دیاسپورا

Diaspora

به معنای پراکندگی یک قوم یا ملت در نقاط مختلف دنیاست. کلمه ای ست از ریشه یونانی. speirein به معنی پراکنده شدن ا ست و dia  به معنای اطراف، دوروبر. این واژه نخستین بار برای یهودیانی که بعد از تبعید در سراسر جهان پراکنده شدند به کار گرفته شد، امّا در کاربرد امروزی برای بخشی از مردمانی با هویت قومی، ملّی یا فرهنگی واحد که در ابتدا در مکان واحدی سکنی داشته‌اند و سپس به دلایل گوناگون در سراسر جهان پراکنده شده‌اند به کار می‌رود. دیاسپورای ارامنه نیز یکی از دیاسپوراهای مشهور است. جمعیت جمهوری ارمنستان امروزه در حدود سه میلیون نفر است، در حالی که گفته می‌شود حدود شش تا هفت میلیون ارمنی در سایر نقاط جهان زندگی می‌کنند. رابطه موطن یک ملّت با بخش‌هایی از آن که در طول تاریخ پراکنده شده‌اند، از مسائل پیچیده و قابل بحث در جامعه‌شناسی و سیاست است. همین طور رابطه بخش‌های گوناگون این قوم پراکنده در کشورهای دیگر. در چند دهه اخیر شاهد شکل‌گیری دیاسپورای ایرانی به طور جدی بوده‌ایم. دیاسپورای ایرانی از دیاسپوراهای جوان به حساب می‌آید، در حالی که جامعه ارامنه ایران یکی از دیاسپوراهای قدیمی است.

دیاسپورا را به ارمنی اسپیورک spyoork می‌خوانند و در فارسی به قوم‌‌پراکندگی ترجمه کرده‌اند.

میلیون‌ها نفر از مردم جهان در شرایط دیاسپورایی زندگی می‌کنند، یعنی در کشوری زندگی می‌کنند اما جای دیگری را وطن خود می‌دانند یا دست کم رشته‌های خود را با سرزمینی که خودش یا پدرانش از آن آمده‌اند حفظ کرده‌اند. مثلا رابطه ارامنه همه دنیا با ارمنستان، با رابطه ای که با دیگر کشورهای جهان دارند متفاوت است، هرچند بیش تر آن‌ها هیچ قصد ندارند به ارمنستان برگردند. مطالعه این هویت دوگانه یا چندگانه با همه مسائل مربوط به آن، موضوع رشته‌ای جدیدی در علوم اجتماعی است به نام دیاسپوراشناسی یا مطالعات دیاسپورا Diaspora Studies.

 

 

جامعه

Community

گروهی از مردمان یک اجتماع را که دارای منافع مخصوص به خود هستند یا از ویژگی‌هایی دارند که از باقی اجتماع متمایز می‌شوند، یک جامعه می‌نامند. البته در همین جمله می‌توان به جای کلمه اجتماع، جامعه هم به کار برد. واقعیت این است که society  انگلیسی را به فارسی می‌توان هم اجتماع ترجمه کرد و هم جامعه. و این دو در فارسی تقریبا مترادفند. ما معمولا از ارامنه ایران به عنوان جامعه ارامنه ایران نام می‌بریم و در این کاربرد منظور از جامعه، Community است که بخش کوچکی از جامعه بزرگ ایران است. گاهی، از جامعه معلمان یا جامعه پزشکان نیز صحبت می‌شود که در این موارد نیز جامعه معادل Community است. در ارمنی واژه هاماینک hamaynk معادل Community است و کاربرد زیادی دارد. از آن صفت hamaynkayin ساخته شده است و برای بسیاری از ویژگی‌های زندگی ارامنه به کار می‌رود. مثلاً وقتی می‌گوییم یک روزنامه hamaynkayin است، منظورمان این است که به مسائل جامعه ارامنه می‌پردازد و نه مسائل یک حزب خاص و برعکس به مسائل همه ایرانیان نیز نمی‌پردازد. از کلمه جامعه نمی‌توان به این شیوه صفت‌سازی کرد، در نتیجه در ترجمه به مشکل بر می‌خوریم.

 

 

وضعیت دولت یا حکومت بودن

Statehood

در مباحث سیاسی و اجتماعی ارامنه از واژه petakanootyoon به وفور استفاده می‌شود. petootyoon در ارمنی به معنای دولت (دولت به معنای کشور، نه کابینه و قوه مجریه) و معادل کلمه انگلیسی state است. petakanootyoon اسمی است که از آن ساخته شده است و به معنای وضعیت یا موقعیت یک دولت و کشور مستقل بودن است. مانند statehood از کلمه state در زبان انگلیسی. در فارسی، معادلی برای این کلمه نمی‌توان ساخت. کاربرد اصطلاح petakanootyoon بیش تر در مباحث و مجادلاتی است که قرار است وظایف افراد و سازمان‌ها، مخصوصا سازمان‌های مستقر در دیاسپورا، در شرایط استقلال ارمنستان، بررسی شود. برای شش سده، کشور مستقلی به نام ارمنستان وجود نداشته است و کلیسا و سازمان‌های سیاسی ارمنی در شرایطی که دارای کشور و حکومت مستقل نبوده‌اند فعالیت کرده‌اند. حالا با وجود جمهوری ارمنستان آن‌ها باید خود را باز تعریف کنند. اقتضای کشور مستقل بودن، شیوه کار و بینش جدیدی نسبت به سیاست است که هنوز کاملا مشخص نشده است. ایران همواره کشور مستقلی بوده است و کشور مستقل بودن برای ایرانی‌ها امری بدیهی به حساب می‌آید و به طور خاص مورد بحث نیست و لذا واژه‌ای هم برای وضعیت کشور مستقل بودن وضع نشده است.

 

 

میلِّت

millet

میلّت تلفظ ترکی کلمه ملت است، امّا در تاریخ امپراتوری عثمانی و رابطه حکومت این کشور با مردمان ملت‌های گوناگونی که در چارچوب آن می‌زیستند، معنای خاصی پیدا کرده است. در برنامه تنظیمات حکومت عثمانی که در واقع کوششی بود برای اصلاح قانون امپراتوری و مدرنیزاسیون آن، امپراتوری عثمانی از ملت‌ها (یا همان میلّت‌های) گوناگون تشکیل شده بود. ترک‌ها میلت مسلط و برتر بودند و دیگر مردمان، میلّت‌های زیردست و تابع. امّا وجود این میلت‌های تابع در قانون امپراتوری به رسمیت شناخته شده بود و آن‌ها از حقوقی برخوردار بودند، از جمله مجلس و قوه اجرایی خاص خود برای رفع و رجوع مسائل داخلی‌شان را داشتند و می‌توانستند انجمن‌ها و فعالیت‌های فرهنگی خود را تأسیس کنند. این شیوه ی اداره جامعه ی ارامنه، همان است که امروز نیز برای اداره امور جوامع ارمنی در کشورهای عرب و مسلمان، از جمله ایران، به کار می‌رود. به سبب بار تاریخی واژه میلّت، در انگلیسی نیز آن را ترجمه نمی‌کنند و به همان صورت millet می‌آورند.

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 114

21 دی 1390