تاریخ مختصر اِسکان ارامنه در شهر تهران

 

محمد رسولی

 

یکی از قدیمی ترین نقشه های تهران که در سال 1275 ه. ق. یعنی اواسط دوران سلطنت ناصرالدّین‌شاه که توسط موسیو کرشیش از استادان رشته مهندسی مدرسه دارالفنون و به کمک تعدادی از محصلان مدرسه تهیه شده است. کوچه ارامنه در نزدیکی منطقه بازار و دروازه شاه عبدالعظیم واقع شده و فاصله‌اش تا دروازه دولاب، محل قبرستان سابق ارامنه تهران، چندان زیاد نیست.

 

سابقه حضور ارمنی ها در تهران به سال 1158 هجری قمری/ 1750 میلادی برمی گردد. در آن وقت، ارمنی ها در دو منطقه ساکن شدند؛ برخی در حدود دروازه شاه عبدالعظیم و برخی دیگر در روستای دولاب. ارمنی هایی که در این زمان در تهران زندگی می کردند بایست اولین ارامنه این شهر باشند، که علت مهاجرت شان سخت گیری های نادرشاه بود که آن ها را وادار به مهاجرت از جلفا به تهران کرده بود.

در زمان سلطنت کریم خان زند (1768م.) ارمنیان تهران اولین کلیسای خود را با نام ادئوس باردوقیمئوس مقدس در کوچه ارامنه (دویست متری بقعه سید اسماعیل و در نزدیکی چهارراه مولوی) بنا کردند.

در دوران قاجار تعدادی از ارمنی ها به دستور فتح علی شاه از جلفای اصفهان به تهران آمدند تا  شیشه های قصر نوساز شاه را بیاندازند. بعدها این ارمنیان که مورد لطف آغامحمد خان قرار گرفته بودند خانواده های خود را نیز به تهران می آورند و در این شهر (دروازه شاه عبدالعظیم) ماندگار می شوند. آغامحمدخان همچنین در سال 1795م. اسرایی را از ارمنستان به تهران فرستاد و از قره باغ هم پنج خانوار ارمنی را به این جا مهاجرت و در منطقه دروازه قزوین اسکان داد. در این محله دو خانواده ارمنی اهل تفلیس به نام های هوسپیان و استپانیان زندگی می کردند.

بنابراین، در نخستین سال های سلطنت قاجار، ارمنی های تهران در دو ناحیه از شهر مستقر شده بودند؛ یک گروه در دروازه شاه عبدالعظیم و گروه دیگر در محله دروازه قزوین.

در نتیجه ی مهاجرت های فوق الذکر، ارمنی هایِ دیگر مناطق ایران هم زمانی که دیدند زندگی در تهران برای هم وطنان شان آسایش و امنیت بیش تری به بار آورد بساط خود را از شهرها و روستاهای دیگر جمع کرده و به تهران کوچ کردند. به این صورت بود که ارمنی ها از شهرهای مختلف ایران از جمله تبریز، سلماس، جلفای اصفهان و نیز از خارج از ایران، از قفقاز و ترکیه عثمانی به سوی پایتخت سرازیر شدند. به این ترتیب، به جمعیت ارمنی های تهران افزوده شد طوری که در فاصله سال 1851م. تا آخر قرن نوزده، یعنی حدودا چیزی کم تر از پنجاه سال، جمعیتِ ارامنه تهران چهار برابر می‌شود. این دسته از ارمنی ها علاوه بر تهران در روستاهای اطراف آن نیز ساکن شدند. از جمله این روستاها، روستای ونک در شمال غرب تهران بود. روستایی های این ناحیه از چهارمحال و بختیاری به این روستا آمده بودند و در اراضی ونک به کشت و زرع می-پرداختند. از دیگر روستاها می توان به خردون، بوم هن، ده لشکرک، تالو، گلدونک، حسن آباد، قلهک، داوودیه، منصور آباد و دروس اشاره کرد.    

البته در کنار سیر طبیعی مهاجرت ارمنی ها به تهران، عوامل دیگری هم بود که باعث شد ارمنی ها تعدادشان در تهران بیش تر شود. پس از پایان جنگ جهانی دوم بنا به پیشنهاد دولت ارمنستان و تصمیم دولت اتحاد جماهیر شوروی در نوامبر سال 1945 مهاجرت ارمنی ها از نقاط مختلف دنیا به ارمنستان مجاز شد. تعداد بالغ بر 50 هزار نفر در چند موج مهاجرتی به ارمنستان مهاجرت کردند که از این رقم بیش از 20 هزار نفر از ایران بودند. روند مهاجرت ارمنی ها به سرزمین مادری شان با مشکلات فراوانی مانند خانه و محل اسکان و نظایر آن مواجه شد و به این ترتیب روند مهاجرت متوقف شد. امور مربوط به مهاجرت توسط نمایندگان ویژه دولت ارمنستان و در برخی کشورها هم از طریق سفارت شوروی انجام می شد. به این منظور، در 31 مارس 1946، کمیته مرکزی کمک به مهاجران ارمنی ایران در تهران تشکیل شد. این کمیته از آن به بعد مسؤول اصلی امور مربوط به مهاجرت ارمنی ها از ایران با ارمنستان شد که با همکاری مردم محلی وظایفش را پیش می بُرد. در این سال ها عده ای کثیر از ارمنی ها به ویژه روستاییان برای مهاجرت نام نویسی کردند و تعداد روستاییان ارمنی به تنهایی بالغ بر 30 هزار نفر بود. در این زمان به بسیاری از روستایی ها گفته شده بود در رابطه با روند مهاجرت هنوز هم مشکلاتی وجود دارد و خانه و کاشانه خود را به فروش نرسانند، با این وجود مالیات های سنگین در نواحی روستایی صبر آن ها را لبریز کرده و باعث شده بود با شتاب برای رفتن آماده شوند. در نهایت، عده زیادی از گروه اخیر که از روستاهای بربرود، چپلاق، کزاز، کمره، چهارمحال و سلطان آباد و غیره موفق به مهاجرت نشده و در نواحی مختلف تهران شامل بهجت آباد، یوسف آباد، قزل قلعه، حشمتیه، مجیدیه، وحیدیه، زرکش و نارمک اقامت گزیدند. زلزله سال 1963 خرقان، نیز یکی دیگر از علل مهاجرت اجباری ارامنه به تهران بود که نتیجتاً جمعیت ارامنه تهران باز هم بیش تر شد. اکثر ارمنی هایی که در تهران سکونت دارند در این دو محله می نشینند. تراکم فعلی جمعیتِ ارامنه در محلات مجیدیه، وحیدیه، زرکِش و نارمک پیامد همین موج مهاجرتی بود.

از همان ابتدا لازم بود مؤسسات و نهادهایی شکل بگیرد که پاسخ گوی نیازهایِ فرهنگی جامعه ارمنی باشند. از جمله، برای آشنایی و آموزش ادبیات و خط ارمنی دانش آموزان ارمنی و امکان تحصیل آن ها به زبان مادری، مدارسی در این محلات بنیان نهاده شد. نظیر طوماسیان، تونیان، سوقومینیان، آریامیان (نارمک و مجیدیه)، ساهاکیان (حشمتیه) و همچنین باشگاه های فرهنگی و ورزشی نظیر رافی، سیپان و غیره. به این ترتیب ارمنی ها پس از سال ها تلاش توانستند به زندگی خود سروسامان بدهند. در بهجت آباد در سال 1948م. مدرسه نرسیسیان به همت گروهی از اهالی در جهت مشغول کردن بچه های بیکار و آواره در کوچه ها تأسیس شد. هر چند در اوت 1955م. این محله، به دستور شهرداری تخریب شد و اهالی آن به مناطق دیگر شهر تغییر مکان دادند.

روند مهاجرت ها که به دلیل مشکلات فراوان متوقف شده بود بار دیگر از سال 1947م. از سر گرفته شد. دردهه 1950م. چند صد خانواده تقاضای مهاجرت کردند. در دهه 1960م. طبق توافقی که میان دو دولت ایران و شوروی بسته شد عده زیادی به ارمنستان شوروی رفته و تابع دائم همان جا شدند. در سال 1963م. کار انتقال آنان آغاز شد، هر چند پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در روند مهاجرت ها به شدت کاهش ایجاد شد.

 اکنون جمعیتِ ارامنه تهران عموماً در نواحی نارمک، زرکش، وحیدیه، مجیدیه، حشمتیه، تهران پارس، میرزای شیرازی، بهار، یوسف آباد، سنایی، جمهوری و ویلا آن اسکان یافتند.  

 

منابع:

1 و2. ادیک باغداساریان، نگاهی به تاریخ ارمنیان تهران، تهران، نشر احسان، (1380)

3. جنبه های اجتماعی و فرهنگی نهضت مهاجرت نسل جوان ارمنی های ایران به جمهوری ارمنستان (آنلاین 7//9/1390ـ رؤیت در 10/1/1391)، قابل دسترس در http://anthropology.ir/node

4. انوشیک ملکی، نگاهی اجمالی بر حوزه انتخاباتی ارمنی ها در مجلس شورای اسلامی،  فصل نامه پیمان، شماره 54، زمستان 89

5. املیا نرسیسیانس، بررسی چند زبان گونگی در شهر تهران، مجله نامه علوم اجتماعی، شماره هشتم، دی 1375

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 124

24 خرداد 1391