تانر آکچام، یکی از نخستین روشنفکران و جامعه‌شناسان ترک که از دولت ترکیه خواست نسلکشی ارامنه را به رسمیت بشناسد، اوائل تیر ماه به دعوت کمیته برگزاری 95مین سالگرد قتل عام ارامنه شورای خلیفهگری تهران، به ایران آمد. روز 2 تیر مصاحبه مطبوعاتی او بود در محل شورای خلیفهگری که رونقی چندانی نداشت و جای نمایندگان مطبوعات مهم کشور در آن خالی بود. مناسبت حضور آکچام در تهران رونمایی ترجمه فارسی کتاب اقدام شرمآور او بود، که مراسمش عصر همان روز در باشگاه ارامنه تهران برگزار شد.

موضوع نسل‌كشی ارامنه در سالهای جنگ جهانی نخست تنها بخشی از تاریخ نیست و به سیاست امروز گره خورده است. گروههای سیاسی و لابی ارامنه در ایالات متحده و کشورهای دیگر سخت در تلاشند که پارلمانهای دنیا قتل عام ارامنه را به رسمیت بشناسند. فارغ از اینکه این استراتژی در درازمدّت به سود ارامنه و جمهوری ارمنستان هست یا خیر، موضوع ابعاد سیاسی گستردهای پیدا کرده است، مسئله پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا به آن مشروط شده و طرح آن در کنگره ایالات متحده روابط آمریکا و ترکیه را تیره کرده است.

نگاه تانر آکچام به این فاجعه از این نظر شایسته توجه است که در عین حال که بر مسئولیت تاریخی ترکیه تکیه می‌کند و از دولت این کشور میخواهد که اذعان کند جنایتی اتفاق افتاده و رسماً از ارامنه عذرخواهی کند، امّا بر گفتوگوی بین دو کشور، دوستی و بیمعنا ساختن مرزها تکیه میکند. متن كامل سخنرانی 2 تیر آكچام و جلسه پرسش و پاسخ بعد از سخنرانی را در زیر میخوانید:

سخنرانی تانر آكچام در كلوب ارامنه به مناسبت انتشار ترجمه فارسی كتابش  اقدام شرم‌آور

مسئولیت اخلاقی نسل جدید تركیه

 

دوستان عزیز، خوش آمدید (آكچام جمله خوشامدگویی‌اش را به زبان ارمنی ادا میكند و حاضران در مجلس با كف زدن از او استقبال میكنند).

نخست اجازه دهید موضوعی را كه در طول تالیف این كتاب دغدغه من بوده است با شما در میان بگذارم. این موضوع به مسئولیت‌پذیری مربوط میشود. خاطره ملی بسیار گزینشی است. بلغارستان، صربستان، یونان، عراق، سوریه و در واقع همه كشورهایی كه در حیطه امپراتوری عثمانی جای گرفته بودند، تاریخ خود را سراسر همچون رشتهای از تبعیدها و قتلعامهایی میبینند كه توسط دیگران بر آنها اعمال شده است. امّا تركیه تاریخ خود را همچون قتلعام مسلمانها توسط بلغارها، ارامنه یونانیها و دیگر گروههای قومی به یاد میآورد.

برابر یك قاعده كلی، همه جوامع، از گذشته خود بخش‌هایی را به یاد میآورند كه طی آن توسط دیگران مورد ستم قرار گرفتهاند نه بخشهایی را كه طی آن خود به دیگران ستم روا داشتهاند. تركیه هم گذشته خود را در قالب حوادثی كه در آن تركها توسط یونانیها و ارامنه و ... كشته شدند به یاد میآورد. همه جوامع، اعم از قومی، دینی یا فرهنگی، درد و رنجی را به یاد میآورند كه تحمل كردهاند، نه درد و رنجی را كه بر دیگران تحمیل كردهاند. تركیه هم رنجی را كه بر دیگران تحمیل كرده است، از جمله نسلكشی ارامنه، به یاد نمیآورد. هدف من از نگارش كتاب اقدام شرمآور شكستن این سنت بود و دعوت از مردم تركیه برای آشنا شدن با ظلمی كه به نام آنها بر دیگران رفته است. دلیل این دعوت تنها گستردگی نسلكشی ارامنه نیست، كه به هیچ عنوان قابل مقایسه با عملیات انتقامجویانه پراكندهای نیست كه اینجا و آنجا علیه مسلمانان اتفاق میافتاد. از تمام این ظلمهایی كه در طول تاریخ اتفاق افتاده است، یك اصل كلی و مهم را میتوان نتیجه گرفت: برای جلوگیری از تكرار رویدادهای مشابه، مردم باید با مسئولیت خود در قبال این رویدادها آشنا شوند، درباره آن بحث كنند و آن را به رسمیت بشناسند. بدون به رسمیت شناختن صادقانه رویدادهای مشابه، به احتمال زیاد، با پیدایش شرایط مناسب، تمام این پتانسیل مخرب دوباره به فعل در میآید. این اصل استثنا بردار نیست، و این آن اصلی است كه من در تمام مدّت نگارش این كتاب به آن فكر میكردم.

كتاب اقدام شرم‌آور تاریخ كوتاه نسلكشی ارامنه است. من در این كتاب گامبهگام توصیف كردهام كه نسلكشی چگونه اتفاق افتاد. همینطور خواننده را با دادگاههای نظامی سالهای  1919 تا 1921 استانبول آشنا كردهام. بعد از جنگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی، سه كوشش عمده برای دادگاهی كردن مسببین این جنایت صورت گرفت. نخست متفقین كوشیدند در كنار كنفرانس صلح پاریس، یك دادگاه جنایی هم تشكیل دهند. برای دومین بار كوشش كردند مسببین جنایت نسلكشی را در جزیره مالتا محاكمه كنند كه كوشش موفقی نبود. سومین كوشش توسط حكومت عثمانی كه در نوامبر 1918 مستقر شده بود به عمل آمد. جمعا شصتوسه جلسه دادگاه در استانبول تشكیل شد. دویست نفر در این دادگاهها محاكمه شدند، شانزده حكم اعدام صادر شد و سه نفر به دار آویخته شدند. فارغ از این كه این دادگاهها چه قدر بیطرفانه بودند، مدارك و شهادتهایی كه در آنها ارائه شدند همه مدارك مهمی هستند برای اثبات این كه این جنایات نسلكشی هستند. در كتاب من داستان كامل این دادگاهها آمده است.

یكی دیگر از اهداف كتاب نشان دادن این نكته است كه نسل‌كشی ارامنه یك عمل استثنایی و مجرد نبوده است. بعد از جنگ بالكان در سال 1914، امپراتوری عثمانی نزدیك شصت درصد از خاك اروپایی خود را از دست داد، و هشتادوپنج درصد جمعیت این منطقه را. بعد از این جنگ، دولتمردانِ عثمانی به این باور رسیدند كه زندگی در كنار مسیحیان در آناتولی نشدنی است و سیاستِ یكپارچهسازی آناتولی را در پیش گرفتند. این سیاست دو هدف مهم داشت؛ یكی مسلمانهای غیر تركتبار مانند كردها، بوسنیاییها، آلبانیاییها و عربها بودند كه در جمعیت ترك توزیع شدند تا مستحیل گردند. اینها در آناتولی به نحوی تقسیم شدند كه هیچ جا كسر بالایی از جمعیت را تشكیل ندهند. تركیسازیِ تركیبِ جمعیتیِ تركیه از سوی ناسیونالیستهای ترك. هدف دوم این سیاست، مسیحیان بودند. اینها یا از آناتولی اخراج شدند، مانند یونانیها، یا تبعید و كشته شدند. در سال 1914 كل جمعیت آناتولی حدود 15 میلیون بود، یكچهارم این جمعیت تبعید یا كشته شدند و یا با هدف مستحیل كردن بین جمیعت ترك تقسیم شدند. نكته مهم این است كه این پاكسازی قومی و یكپارچهسازی، زمینه را برای بنیانگذاری تركیه امروز فراهم كرد و به این دلیل است كه ما تا امروز با این جمهوری مشكل داریم.

 

 

چند كلمه‌ای هم در این باره كه چرا روی این موضوع كار میكنم. من فكر میكنم این مسئولیت اخلاقی نسل جدید در تركیه است. نسلی كه خود مرتكب نسلكشی نشده و گناه این جنایت را بر دوش نمیكشد. آنها در این باره كه در تاریخ چه روی داده به كلی بیاطلاعند. تقصیر آنها هم نیست. امّا به تدریج در حال آگاه شدن از واقعیت هستند. در تركیه تغییری روی خواهد داد، حالا نمونههایی از آن را برای شما ذكر میكنم؛ طی یك دهه گذشته، بسیاری از روشنفكران راجع به نسلكشی ارامنه صحبت كردهاند. در برنامههای تلویزیونی و مباحثههای جمعی درباره نسلكشی صحبت شده است. ما میتوانیم درباره نسلكشی مقاله بنویسیم و در مطبوعات تركیه چاپ كنیم. سال گذشته گروهی از روشنفكران ترك، بسیجی برای عذرخواهی به راه انداختند و سی هزار تَن از تركها در یك سایت رسمی از مردم ارمنی به خاطر نسلكشی عذرخواهی كردند، و فكر میكنیم همه شنیدهاید كه بعد از ترور هراند دینك صدهاهزار تن از مردم ترك به خیابانها آمدند و فریاد برآوردند ما همه ارمنی هستیم، ما همه تُركیم. همین امسال در استانبول روشنفكران ترك علناً سالروز قتلعام ارامنه را گرامی داشتند و سه هزار نفر در این مراسم شركت كردند. البته نمیخواهم شما را متقاعد كنم كه در تركیه همه چیز رو به راه است و هیچ مشكلی نیست. همین طور نمیخواهم امید واهی به شما بدهم. دلایل بسیاری وجود دارد كه همچنان بدبین باشیم. فقط میخواهم بگویم چیزی شروع به تغییر كرده است؛ خیلی آرام و بطئی. امّا ما در ابتدای راهیم و هنوز فرسنگها پیش رو داریم. نسل من میداند كه به رسمیت شناختن قتلعام ارامنه واپسین نقطه عطف مهم در استقرار دموكراسی در تركیه خواهد بود. تركها باید نسلكشی را به رسمیت بشناسند چون بدون رویكرد شرافتمندانه به جنایات گذشته، بدون عدالت، نمیتوانیم دموكراسی واقعی در تركیه داشته باشیم. ما هیچ امیدی به پیشگیری جنایات مشابه در آینده نمیتوانیم داشته باشیم، مگر این كه به جنایاتی كه در گذشته مرتكب شدهایم اعتراف كنیم. ما تركها حتی بیش از ارامنه به این شناسایی احتیاج داریم. این مسئولیت ماست در قبال تاریخمان و در قبال خودمان. من به عنوان نماینده این نسل اینجا هستم كه به شما بگویم در درد و رنج شما شریكم و از شما دعوت كنم كه در یك رسالت مشترك شركت كنید. این نه تنها مسئله ترك ها یا مسئله ارامنه یا مسئله ایرانیها، بلكه مسئله همه بشریت است، مسئله حقوق بشر است. و همین طور به شما بگویم كه تاریخ مشترك ما تنها مركب از این صفحه سیاه نسلكشی نیست. تاریخ مشترك ما از پانصد سال همزیستی كنار هم نیز تشكیل شده است؛ همزیستیای آمیخته به خاطرات خوب و بد. حتی در زمان نسلكشی، تركها، كردها و عربهایی بودند كه جان خود را به خطر افكندند تا جان ارامنه را نجات دهند. من شك ندارم كه برخی از شما حاضران در این تالار هم داستانهایی مشابه شنیدهاید. نكتهای كه میخواهم بر آن تاكید كنم این است كه ما تاریخ دیگری جز نسلكشی هم داریم كه میتوانیم اعتماد متقابلمان را بر اساس آن بنا نهیم. چند سال پیش فیلم مستندی به نام دیوار سكوت درباره من و پروفسور دادریان ساخته شد. خیلی اتفاقی، ته فیلم در پسزمینه، آهنگی تركی پخش میشد با این مضمون: از زمانی كه تركم كردی، هرگز نخندیدم، ای دوست، ای دوست. گمانم این وصف حال ما تركها و ارامنه است. از وقتی ارامنه رفتند، آناتولی خیلی نخندیده است. از وقتی ارامنه رفتند، آناتولی چیزهای زیادی از دست داده است. تاریخ آناتولی تاریخ رنج و حرمان بوده است؛ رنج و حرمان شما و رنج و حرمان كردها، و بیشتر شما.

نام ناظم حكمت شاعر پرآوازه ترك را شنیده‌اید. با شعری از او سخنانم را به پایان میبرم (شعری درباره یك شهروند ارمنی و احساسش نسبت به ستم تاریخی ای كه به او رفته است می خواند).

من نیز مانند ناظم حكمت عرق این شرم را بر پیشانی‌ام احساس میكنم، نه تنها به عنوان ترك، بلكه به عنوان یك انسان. میدانم نمیتوانم آنچه را از دست دادهاید به شما بازگردانم، امّا میخواهم در غم و اندوه شما شریك باشم. نسلكشی ضایعهای بزرگ بود، نه تنها برای ارامنه بلكه برای تمام بشریت. بنابراین نه تنها به عنوان ترك یا ارمنی، بلكه به عنوان انسان، باید با هم تلاش كنیم كه چنین جنایتی علیه بشریت دیگر هرگز تكرار نشود.