اخیراً ترجمه جدید کتاب ارزشمند جشن‌های کلیسای ارمنی توسط انتشارات نائیری به بازار نشر عرضه شده است. این کتاب فهرست جامعی است از اعیاد ارامنه و مناسبت‌ها و زمینه‌های تاریخی آن ها. کتاب، سال‌ها پیش یک بار توسط هرایر خالاتیان ترجمه و منتشر شده است. دلیل ترجمه ی دوباره کتاب به همراه خلاصه‌ای از تاریخ کلیسای ارمنی، در پیش گفتار مترجم کتاب، گارون سرکسیان آمده است. توجه خوانندگان را به متن این پیش گفتار جلب می‌کنیم.

شمه‌ای از تاریخ کلیسای ارمنی

 

و ضرورت ترجمه دوباره کتاب ارزشمند جشن‌های کلیسای ارمنی

اثر اسقف فقید آرداک مانوکیان

 

گارون سارکسیان

 

 

جشن را در زبان ارمنی تن می‌نامند. این واژه برگرفته از واژه‌ی تونوس یونانی، به معنی مراسم و آیین گروهی است. جشن در زبان فارسی نیز به همین معناست؛ در کتاب اوستا، این واژه به صورت یسنه آمده و شکل پهلوی آن یشن و جشن است.

ایرانیان باستان جشن‌های بسیاری داشتند که بیش‌تر آن‌ها در پیوند با دین بود. مردم در این جشن‌ها گرد می‌آمدند و ایزدان را ستایش و پرستش می‌کردند. بیش‌تر آن جشن‌ها به مناسبت شادی بوده است، اما جشن‌ها و مراسم ناشادی نیز بودند که در آن سوگواری می‌کردند، از این رو، می‌توان گفت که جشن همواره به معنی شاد کردن نبوده است. مواردی هرچند اندک‌شمار  را می‌توان یاد کرد که جشن به رویدادی غم‌بار اشاره داشته است مانند: سوگ سیاوش، از آیین‌های کهن اقوام ایرانی که یکی از مشهورترین آن‌هاست. پس جشن یعنی مراسمی جمعی که در بزرگداشت رویدادی تاریخی و با آیین‌هایی خاص، به ویژه سرودخوانی و نیایش خوانی، برگزار می‌شود.

ارمنیان نیز با پیشینه چندهزارساله خود، همانند دیگر اقوام باستانی، جشن‌های گوناگونی داشته‌اند. بیش‌تر جشن‌ها و ایزدان ارمنی، همانندی‌ها و مشترکاتی با جشن‌ها و ایزدان اقوام ایرانی دارند و این سبب زندگی مشترک و همسایگی دیرپای ایرانیان و ارمنیان بوده است. مهم‌ترین ایزدان ارمنستان باستان چنین بودند: آرامازد، آستغیک، آناهید، واهگن، نانه.

آرامازد بزرگ‌ترین ایزد ارمنستان باستان بود. او را آفریننده زمین و آسمان، پشتیبان میوه‌دهی، و پدر همه ایزدان دانسته‌اند. او همتای اهورامزدای ایرانیان بود.

آستغیک ایزدبانوی عشق و زیبایی و آب بود. او را دختر نوح و زاییده‌ی طوفان نیز دانسته‌اند. آستغیک را دلداده‌ی واهاگن شمرده‌اند.

آناهید یکی دیگر از ایزدبانوان باستانی ارمنیان بود. او ایزدبانوی مادری، هوشیاری، میوه‌دهی و باروری بود. آناهید را دختر آرامازد گفته‌اند و با نام‌هایی چون بانوی ارمن ،بانوی بزرگ و مادر زرین خوانده‌اند. او همتای آناهیتای ایرانیان بوده است.

واهاگن ایزد جنگ و دلاوری و پیروزی بود. او را لقب اژدها کش و اژدها افکن داده‌اند.

نانه نیز از ایزدبانوان دوست داشتنی ارمنیان بوده است. او را خواهر آستغیک و سومین دختر آرامازد و ایزدبانوی دانایی و کدبانویی نام نهاده‌اند.

با پیدایش و گسترش مسیحیت در سده یکم میلادی، آیین اساطیری و باورهای باستانی اقوامی که در تماس با آن قرار گرفتند سست شد و باورهای پیش از مسیحیت به آرامی رو به نابودی نهاد. دین مسیح در محیطی یهودی پدید آمد، سپس در میان مردمان غیریهودی گسترش یافت. استان‌های شرقی امپراتوری روم و آسیای خرد از نخستین جاهایی بودند که مسیحیت در آن ریشه دوانید، پیروانی یافت و در نواحی پیرامون خود گسترده شد.

مسیحیت مانند دیگر دین‌های یکتاپرست بر پایه پرستش خدای یکتا استوار است، از این رو پیکاری بی‌امان با دین‌های چندخدایی آغاز کرد. وحدانیت این دین و اعتقاد به خدای یگانه، مهم‌ترین اصل مسیحیت است. دیگر مبانی اعتقادی مسیحیت: باور به بخشایش و عفو از سوی عیسای مسیح، ظهور دوباره ایشان، آمدن روز بازخواست و رستاخیز، پاداش اخروی و برقراری ملکوت آسمانی.

نخستین جوامع مسیحی ساختاری ساده داشتند و هنوز خط مشی روشن و اصولی که از سوی همگان پذیرفته شده باشد پدید نیامده بود. وجه اشتراک نخستین جوامع مسیحی، احساس نفرت از امپرتوری روم، میل به سرنگونی آن، چشم داشتن به آمدن هر چه زودتر مسیح ناجی و اعتقاد به برقراری پادشاهی خداوند بر زمین بود. مسیحیت پیش از هر چیز نماد و نمایش آرمان دین‌داران ستم‌دیده بود و آرزوی رهایی بردگان و تنگ‌دستان را در خود می‌پرورانید. از این رو، امپراتوران روم همواره در آزار و نابودی گروه‌های مسیحی می‌کوشیدند و برای ایشان مجازات‌های سنگینی وضع می‌کردند. با گسترش مسیحیت به سرزمین‌های همجوار فلسطین، ارمنیان نیز در تماس نزدیک با آن قرار گرفتند. ارمنیان در همان سده یکم میلادی با این دین آشنا شدند. نخستین کسانی که نوید مسیحیت را در ارمنستان باستان بردند، دو تن از شاگردان عیسای مسیح به نام‌های تادئوس و بارتلمیوس بودند. این دو پس از بیرون آمدن از فلسطین به سوی ارمنستان رهسپار شدند. تادئوس رسول به شهرستان آرتاز پای نهاد و دعوت به دین جدید را آغاز کرد. با گذشت زمان، گروهی از مردمان به این دعوت گرویدند. ساناتروک پادشاه اشکانی ارمنستان، برای جلوگیری از گسترش مسیحیت، فرمان به دستگیری و کشتن مسیحیان داد و بسیاری از ایشان، از جمله تادئوس رسول را به شهادت رسانید. پیکر این قدیس را به خاک سپردند و پس از چندی بر مزار وی کلیسایی به نام تادئوس مقدس برپا کردند. این کلیسا تاکنون پابرجاست و در خاک ایران، در نزدیکی شهر ماکو جای دارد و زیارتگاه ایمان‌داران است.

بارتلمیوس حواری نیز پس از پیمودن راهی دراز، سرانجام به ارمنستان گام نهاد و به استان سیونیک رسید و موعظه و دعوت را آغاز کرد. سپس به شهرستان آغباک رفت و انبوه مردمان را به دین مسیح خواند. اما این قدیس نیز به دست ساناتروک دستگیر و سنگ سار شد. بر مزار این شهید نیز کلیسای نام‌دار بارتلمیوس مقدس را بنا کردند، که اکنون ویرانه‌های آن در باش‌قلعه، در شرق ترکیه جای دارد.

به این سان کلیسای ارمنستان با خون این دو رسول گرامی سیراب شد و جوانه زد، و کلیسای رسولی ارمنستان نام گرفت.

پذیرش رسمی مسیحیت در ارمنستان به سال 301 میلادی روی داد. قدیسی که با جان‌فشانی‌های خود سبب این کار شد، گریگور پارتِو(پارتی) از دودمان پارتیان بود. در کتاب تاریخ ارمنیان نوشته آگاتانگغوس، تاریخ‌نگار ارمنی سده 5 میلادی، و دیگر روایات ارمنی آمده است که تیرداد سوم، پادشاه اشکانی ارمنستان، که خود روزگاری به پیروی از دیوکلیتانوس، امپراتور روم، یک مسیحی‌ستیزِ سرسخت بود، بر اثر موعظه گریگور قدیس به دین مسیحیت گروید و کشور را سراسر فرمان داد به این دین بگروند. به این سان ارمنستان نخستین دولتی شد که مسیحیت را رسما پذیرفت. آن‌گاه گریگور قدیس به رهبری کلیسای ارمنستان گمارده شد و پس از او نیز تا سال 439 میلادی فرزندان و نوادگان وی رهبری کلیسای ارمنستان را در دست داشتند.

اگرچه ارمنستان، نخستین دولت مسیحی جهان، این دین را در سال 301 میلادی پذیرفت، اما بخشی از مردمانی که نسل اندر نسل با دین باستانی ارمنیان زیسته و به آن خو گرفته بودند، در گوشه و کنار ارمنستان در برابر آن پایداری می‌کردند. آن‌ها به ایزدان باستان و جشن‌های دیرین ارج می‌نهادند و آموزه‌های نوین مسیحیت را آسان نمی‌پذیرفتند. گریگور مقدس برای برچیدن این مانع بزرگ شیوه‌ای خلاق به کار گرفت و جشن‌های باستانی مهم ارمنیان را به گونه‌ای با جشن‌های کلیسایی و مسیحیت پیوند داد، آداب و رسوم باستانی ارمنیان را در آیین‌ها و جشن‌های کلیسا گنجاند و به آداب و آیین‌های چندهزارساله آنان جامه‌ای مسیحی پوشاند. برای مثال، جشن وارداوار یا آب‌پاشی باستانی را با جشن درخشندگی سیمای عیسای مسیح پیوند داد و یکی ساخت. با گذشت زمان، جشن‌های کلیسایی و دینی بر جشن‌های باستای ارمنیان چیره شدند و آن‌ها را به فراموشی سپردند. اکنون تنها نامی از آن جشن‌ها بر جای مانده است.

ضرورت ترجمه دوباره کتاب

کتابی که پیش رو دارید، دومین ترجمه فارسی جشن‌های کلیسای ارمنی است. اصل این کتاب به زبان ارمنی است و نخستین ترجمه فارسی آن در سال 1360 به نام اعیاد کلیسای ارمنی به دست شادروان هرایر خالاتیان انجام شد و توسط انتشارات نائیری به چاپ رسید.

هرایر خالاتیان از اندیشوران و روشن‌فکران ارمنی ایرانی بود. او در سال 1308 در کرمانشاه زاده شد، سپس به تهران آمد، به فعالیت‌های سیاسی پرداخت و در دوران اختناق پس از کودتای 28 مرداد زندانی و ممنوع‌القلم شد. او بیش از بیست عنوان کتاب به زبان های فارسی و ارمنی نگاشته و ترجمه کرده است. از جمله: سوسیالیسم عملی و اقتصاد ناخالص، ترجمه کتاب‌های حماسه یپرم و ارامنه در خاورمیانه. هرایر خالاتیان در سال 1358 از سوی ارمنیان ایران به نمایندگی مجلس خبرگان برگزیده شد و نقش مهمی در تدوین قانون اساسی، به ویژه اصول مربوط به حقوق و اختیارات اقلیت‌های دینی ایفا کرد. وی در دوره مجلس شورای اسلامی نیز نماینده ارامنه تهران و شمال ایران بود. نطق پیش از دستور او در مجلس شورای اسلامی، به تاریخ 31 اردیبهشت 1360 هنوز هم تازگی و اهمیت خود را نگاه داشته است. در این نطق، تحلیلی موشکافانه از اوضاع جهان، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نظام سرمایه‌داری نوین جهانی و نقش ترکیه و اسرائیل در برنامه‌های تجاوزکارانه آمریکا در منطقه ارائه شد.

هرایر خالاتیان سال‌ها سردبیر روزنامه‌های ارمنی زبان آلیک چاپ تهران بود و در راستای خدمت‌گذاری به مطبوعات ارمنی‌زبان و انتشار زبان و فرهنگ ارمنی کوششی به‌سزا نمود. او در سال 1367 در تهران درگذشت. روانش شاد باد!

اکنون که بیش از 25 سال از چاپ نخست فارسی این کتاب گذشته است، بنا بر چند دلیل ترجمه دوباره آن ضروری شده است. نخست این که چاپ نخست کتاب، ترجمه‌ی کامل متن ارمنی نیست و در مقایسه با متن اصلی ارمنی کاستی‌هایی در آن دیده می‌شود که مترجم پیشین آن را چندان ضروری ندانسته و ترجمه نکرده است. در بسیاری جاها نیز چندین جمله در هم ادغام و به صورت یک جمله کوتاه درآمده و ترجمه شده است. همچنین چاپ نخست بدون نمایه نام‌های خاص و پانوشت و توضیحات ضروری برای خوانندگان غیرارمنی است. خوانندگان ارمنی که خود بارها در مراسم کلیسا شرکت داشته و آن ها را به چشم دیده‌اند، سابقه‌ای ذهنی از این جشن‌ها و آیین‌ها دارند و درک محتوای کتاب برای آنان آسان‌تر است، اما فارسی‌زبانان که شناختی از آن مراسم ندارند، نیازمند توضیحات ضروری هستند. اما آن‌چه شاید بیش از دیگر موارد مهم باشد این است که در چاپ نخست این کتاب، نام بسیاری جشن‌ها و مراسم کلیسایی و غیره، البته نه همه‌ی آن‌ها، با همان تلفظ ارمنی آمده و این درک مفهوم را برای خواننده فارسی‌زبان بسیار دشوار کرده است. واژه‌های دشواری چون آنواناگوچوتیون، جراورهنک، هامبارسوم، آیلاگربوتیون، پایتساراگربوتیون و مانند آن، برای فارسی‌زبانان بس نامفهوم و نارسا است و درک محتوای جشن‌ها را دوچندان دشوار می‌کند. برخی از این واژه‌ها ریشه ایرانی دارند؛ مانند ناواگاتیک و ناواسارد. و برخی دیگر به زبان ارمنی هستند مانند جراورهنک و پایتساراگربوتیون. در این کتاب واژگان، گروه نخست به همان شکل ایرانی خود باقی مانده و معنی آن توضیح داده شده است، اما برای واژگان گروه دوم، کوشیده شده است معادل فارسی ساخته شود، تا خوانندگان از روی همان نام و واژه بتوانند تا اندازه‌ای به مفهوم و مضمون جشن پی ببرند.

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 97

14 اردیبهشت 1390