آنی: شهر هزارویک کلیسا

 

هزار و پنجاه سال از پایتخت بودن آنی گذشت

 

گارون سرکیسیان

 

 

1050 سال پیش، شهر آنی به عنوان پایتخت ارمنستان برگزیده شد. در سال 961م. آشوت سوم، پادشاه ارمنستان، پایتخت خود را از شهر کارس (قارص کنونی) به آنی منتقل کرد و راه تازه‌ای برای شکوفایی و پیشرفت این شهر گشود.

آنی در روزگاران گذشته دژی بود در شهرستان شیراک، در استان آیرارات ارمنستان باستان. در منابع ارمنی نخستین بار در سده 5م. به این دژ اشاره شده و دو مورخ ارمنی، یغیشه وارتاپت و غازار پاربتسی، از دژی استوار به نام آنی یاد کرده‌اند  که متعلق به دودمان ارمنی کامساراکان بوده است. در اواخر سده 8م. یکی از امیران بزرگ ارمنی به نام آشوت باگراتونی، شهرستان شیراک و دژ آنی را از دودمان کامساراکان خرید. این دژ با گذشت زمان گسترش یافت، چنان‌ که حدود صد سال پس از آن، به هنگام برقراری حکومت ارمنستان به رهبری دودمان باگراتونی (885م.)، از آن به عنوان قصبه‌ای استوار یاد شده و در منابع به صورت استحکاماتی در کناره رود آخوریان آمده است. از آن زمان آنی رونق بیش‌تری یافت، تا آن که در سال 961م. به عنوان پایتخت ارمنستان برگزیده شد. پادشاه ارمنستان، آشوت سوم ملقب به وقورماتس (رحیم و بخشاینده)، نخستین کسی بود که به گسترش قلمرو آنی همت گمارد، بارویی تازه کشید و برج و کلیسا ساخت. شاه سمبات دوم، پسر و جانشین آشوت سوم، شهر را باز هم بزرگ‌تر کرد و از رود آخوریان تا دره‌ی زاغگوتس بارویی بلندتر از باروی پیشین کشید، برج‌هایی برافراشت و دروازه‌هایی از چوب جنگلی و میخ‌های آهنین ساخت و کار گذاشت.

 

 

آنی، پایتخت ارمنستان، در اندک زمان به شهری ثروتمند و پرشکوه تبدیل شد، ساختمان‌ها و کلیساهایی زیبا افراشته شدند، چنان‌ که به شهر هزار و یک کلیسا شهرت یافت . صنعت و تجارت از یک سو، و دانش و هنر از سوی دیگر به چنان پیشرفتی رسید که آوازه آن در میان اقوام دور و نزدیک نیز پیچید. علل پیشرفت شتابان آنی یکی این بود که این شهر در مرکز ارمنستان جای داشت، از این رو دارای امنیتی بیش‌تر بود. غیر از آن، ارمنستان و شهر آنی در مبادلات محور شمال- جنوب (میان بغداد و دریای سیاه) و محور شرق-غرب (میان قلمرو ایران و قلمرو بیزانس) نقش واسطه داشتند، در تقاطع راه‌های بازرگانی قرار داشتند و با شاهراه‌های مناسبی با شهرهای بزرگ کشورهای همسایه پیوند می‌یافتند. آنی از راه دریای سیاه با مناطق دوردست اروپا، لهستان و جنوب روسیه نیز دادوستد داشت.

شکوه و نام آنی در منابع عربی، بیزانسی، سریانی و غیره نیز بازتاب یافته است. برای مثال، ابن اثیر مورخ سده‌ی 7 هجری/ 13م. درباره آنی می‌نویسد: شهری استوار و دست‌نیافتنی که سه‌چهارم آن بر رود ارس (آخوریان) بود و یک‌چهارم دیگر آن بر رودی ژرف و خروشان که اگر سنگی بزرگ به درون آن می‌افتاد، آن را می‌غلتاند و با خود می‌برد و راهِ آن از کَنده‌ای می‌گذشت که بارویی از سنگ سخت بر آن زده بودند. آن شهری بزرگ و آباد با مردمانی بسیار بود و افزون بر پانصد کنشت (یعنی کلیسا) در آن ساخته بودند.  میکایل آتّالیاتس، مورخ بیزانسی، از شکوه این شهر به حیرت آمده می‌نویسد: آنی شهری شگرف است و جمله مردم آن به تجارت سرگرم‌اند. گریگوریوس ابوالفرج معروف به ابن‌عبری مورخ سده 13م. نیز از استحکام آنی و جمعیت سرشار آن سخن می‌گوید و می‌نویسد در آنی هفتصد هزار خانه و هزار کلیسا بود و آلپ ارسلان پس از تصرف آنی لقب ابوالفتح گرفت.

نام شماری از بزرگان فرهنگ ارمنی با آنی پیوند یافته است. این‌ها یا در آنی زاده شده یا در آن‌جا زیسته و تدریس کرده‌اند، مانند آنانیا شیراکاتسی (دانشمند علوم پایه و جغرافی‌دان سده 7م.) هوهانس ایماستاسر (ایماستاسر به معنی فیلسوف) که در آغاز سده 12م. استاد مدرسه عالی آنی بود، استفان تاروانتسی (معروف به آسوقیک) مورخ سده 11م. که در آنی تحصیل کرد و چند زبان آموخت، ساموئل آنتسی، مورخ سده 12م. که در آنی زاده شد و در مدرسه عالی آن شهر به تدریس پرداخت، و غیره. مدرسه عالی آنی در سده‌های 13-11م. شهرت بسیار داشت و کانون جوشان دانش و معرفت بود. در این مدرسه رشته‌هایی چون زبان‌های خارجی، خطاطی، ریاضیات، فلسفه و حکمت، الهیات و غیره تدریس می‌شد. بزرگانی چون گریگور ماگیستروس، هوهانس ایماستاسر، ساموئل آنتسی و مخیتار آنتسی در آن تدریس کرده‌اند.

هنر معماری ارمنی در دوران آنی بس شکوفا شد و هنوز هم که از آن آثار شکوهمند تنها چیز اندکی باقی مانده، شگفتی بینندگان و کارشناسان را برمی‌انگیزد. شماری از کلیساهای آنی بسیار پرآوازه بودند. یکی از آن‌ها کلیسای جامع آنی بود که ساخت آن در سال 989م. به فرمان شاه سمبات دوم و به دست تردات، معمار معروف ارمنی، آغاز شد. اما ساخت کلیسا در دوران پادشاهی سمبات به پایان نرسید و در زمان پادشاهی برادرش گاگیک به دست بانوی وی، کاترامیده، که دختر واساک، سالار سیونیک، بود به پایان رسید. این کلیسا طاق‌هایی بلند و محراب‌هایی با گنبدهای بلند و تزیینات و نقوشی عالی و چلچراغ‌هایی زیبا داشت. کلیسای جامع مقدس صلیبی گران‌قیمت از نقره داشت به اندازه‌ی قد آدمی که بر روی گنبد نصب شده بود، و چلچراغی داشت به وزن دوازده لیتر که شاه سمبات با پرداخت زر و سیم بسیار از هندوستان آورده بود. در حمله سلجوقیان به آنی، یکی از سربازان آلپ ارسلان از گنبد بالا رفت و صلیب ارزشمند را نقش بر زمین کرد، سپس از در گنبد به درون آمد و چلچراغ را بر کف کلیسا فروافکند و خرد کرد. آنی کلیسای معروف دیگری داشت به نام کلیسای رسولان که شاه گاگیک اول آن را در حدود سال 1004م. ساخت. این کلیسا در جایی مرتفع ساخته شد و نقوشی عالی، پنجره‌هایی نورافشان و گنبدهایی عظیم و بلند داشت. پل آنی بر روی رودخانه آخوریان (سده 10م.)، کاخ بارون (سده 13-12م.) و غیره از دیگر بناهای مهم آنی بودند.

 

 

آنی در سده‌های 12-11م. نزدیک به صدهزار جمعیت داشت. مورخ گمنام آشوری اهل ادسا (اورفه) می‌نویسد سراسر جمعیت آنی از ارمنیان مسیحی بودند. آنی شهری پرجمعیت و پر از مردان و زنان و پیران و کودکان بود، چنان ‌که بیننده را به شگفتی وا می‏داشت. در هنگام هجوم دشمنان مردمان پیرامون نیز در آن پناه می‌گرفتند، از این رو جمعیت آن بسیار افزایش می‌یافت. همایش‌های بزرگی در آن برگزار می‌شد و از کانون‌های مهم تصمیم‌گیری در امور دینی و دنیوی بود. در همایشی به سال 1038م. تعداد 4000 نفر از روحانیان و بزرگان در این شهر گرد آمدند و عالی‌جناب پتروس را بر مسند رهبری کلیسای ارمنی نشاندند. برگزاری چنین همایش‌های بزرگ نشان می‌دهد که آنی در دوران اوج خود توانایی اسکان و امکانات مناسبی برای انبوه مهمانان داشته است. مورخان ارمنی آنی را با نام‌های گوناگونی چون شهر شاه‌نشین، آنی پایتخت، دژ آنی، شهر بزرگ، پایتخت ارمنیان و غیره نامیده‌اند .

آنی در کنار پیشرفت و بالندگی خود، تلخی و ناکامی بسیار نیز داشته است. دولت مستقل ارمنستان در اثر سیاست فشار و فریب بیزانس در سال 1045م. به دست آنان برافتاد و آنی به تصرف بیزانس درآمد. چندی بعد (1064م./456ه.ق.) سلجوقیان بر بیزانس پیروز شدند و آنی را گشودند. تصرف آنی به دست ترکان سلجوقی از تلخ‌ترین رویدادهای این شهر است. آلپ ارسلان، سلطان سلجوقی، چون آنی را گشود دست به کشتار مردم شهر زد و بازماندگان را به اسیری برد. ابن اثیر می‌نویسد اهالی شهر را چنان کشتار کردند که شماره نمی‌شد، چنان که از فراوانی کشتگان نمی‌توانستند به شهر درآیند و اسیران به شمار کشتگان بودند. آریستاگس لاستیورتسی، مورخ ارمنی شاهد این رویداد، کشتار مردم شهر را با درد و تأسف باز می‌گوید و بر تیره‌بختی ارمنیان ناله سرمی‌دهد. ماتئوس اورهایتسی می‌نویسد که سپاهیان سلطان در هنگام تصرف شهر در هر دست دشنه‏ای داشتند و دشنه‏ای نیز به دهان گرفته بودند. کشتار چنان بی‌رحمانه بود که شهر را در خون و جسد غرقه کرد. باران تندی که بارید اجساد را به رودخانه‏ی آخوریان ریخت و شهر را از خون پاک کرد.

آنی در سال‌های بعد، گاه در دست سلجوقیان بود و گاه در دست کردهای شدادی. گاه نیز نیروهای متحد گرجی و ارمنی اندک زمانی شهر را به دست می‌گرفتند. شهر سرانجام در سال 1199م. به دست دودمان ارمنی زاکاریان افتاد و بار دیگر آرامش یافت و راه پیشرفت را درنوردید. اما هجوم مغولان و تصرف آنی در سال 1236م. آخرین ضربه ی کشنده را بر شهر فرود آورد. در دوران سلطه مغول و تاتار و ترکمان، جمعیت شهر کاهش یافت، مردم به جاهای گوناگون، و گاه بسیار دور دست گریختند. زمین‌لرزه‌ی سال 1319م. نیز که به فروریختن بناهای پرشکوه آنی انجامید از دیگر عواملی بود که شهر را از شکوه و هیبت انداخت. آنی پس از آن زمین‌لرزه دیگر کمر راست نکرد و به تدریج تبدیل به روستایی کوچک و بی‌اهمیت شد. سرانجام در سده‌های 18-17م. سراسر تهی و ویرانه گشت، با این حال، در یاد ارمنیان به عنوان یکی از محبوب‌ترین پایتخت‌های ارمنستان باقی ماند. ارمنیان حتی سده‌ها پس از سقوط دولت ارمنستان و ویران شدن این شهر به دست بیگانگان نیز آن را پایتخت ارمنیان می‌نامیدند. آنی و کلیساهایش چنان محبوب و مقدس بودند که ارمنیان به آن سوگند می‌خوردند و می‌گفتند سوگند به هزارویک کلیسای آنی. 

شهر هزارویک کلیسای آنی اکنون ویرانه‌ای بیش نیست و تنها زوزه‌ی باد است که گاه به گاه سکوت مرگبارش را می‌شکند. این ویرانه‌های شکوهمند که در انتهای شرق ترکیه، چسبیده به مرز جمهوری ارمنستان جای دارد، به شه‌بانویی والاتبار می‌مانَد که از گزند زمانه به انتهای سراشیبی درغلتیده، اما هنوز هم تن ریش‌ریش و جامه‌ی پاره‌اش حکایت از عظمت گذشته‌اش دارد.

 

 

منابع و مأخذ ارمنی:

آریستاگس لاستیورتسی، تاریخ، به کوشش و.گئورگیان، هایاستان، ایروان، 1971.

استپانوس تاروناتسی (آسوقیك)، تاریخ جهان، به کوشش استپان مالخاسیان، دانشگاه دولتی ایروان، ایروان، 2000.

توما آرتسرونی، تاریخ دودمان آرتسرونی، به کوشش ورژ وارتانیان، سووتاکان گروق، ایروان، 1978.

دانش نامه بزرگ ارمنی، ج1، آکادمی علوم ارمنستان شوروی، ایروان، 1974.

ساموئل آنتسی، مجموعه‌ای از نوشته‌های مورخان، به کوشش آرشاک ترمیکلیان، واغارشاباد، 1892.

غازار پاربتسی، تاریخ ارمنیان، به کوشش باگرات اولوبابیان، دانشگاه دولتی ایروان، ایروان، 1982.

گیراگوس گنجکتسی، تاریخ ارمنیان، به کوشش واراگ آراكلیان، سووتاکان گروق، ایروان، 1982.

ماتئوس اورهایتسی، رویدادنامه، به کوشش هراچ بارتیکیان، هایاستان، ایروان، 1973.

وارتان بارتزربردتسی، تاریخ جهان، به کوشش مگردیچ امین، انستیتوی لازاریان، مسکو، 1861.

تادئوس هاکوپیان، جغرافیای تاریخی ارمنستان، دانشگاه ایروان، ایروان، 1984.

هوهانس دراسخاناگردتسی،‌ تاریخ ارمنیان، به کوشش گ. توسونیان، دانشگاه ایروان، ایروان، 1996.

یغیشه وارداپت، درباره وارتان و جنگ پارسیان، به کوشش ی.ترمیناسیان، هایپت هراد، ایروان، 1958.

 

منابع غیر ارمنی:

عزّالدین ابن اثیر، الکامل فی تاریخ، ج13، ترجمه حمیدرضا آژیر، اساطیر، تهران، 1385.

گمنام ادسایی، رویدادنامه، ترجمه   ل.درپتروسیان، آکادمی علوم ا.ش، ایروان، 1982.

Bar Hebraeus(Gregory Abolfaraj) ,Chronology,Translated by E.A.Wallis Budge,London(www.rbedrosian.com)

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 100

25 خرداد 1390