در نخستین سال‌های استقلال جمهوری ارمنستان پس از فروپاشی اتحاد جمهوری‌های شوروی، در سال‌های 1991 تا 1997، ژیرایر لیباریدیان مشاور ارشد لئون ترپطروسیان (نخستین رئیس جمهور ارمنستان) در امور امنیت ملی بود. بعد از استعفای ترپطروسیان او به ایالات متحده رفت و در آن جا به تدریس در دانشگاه میشیگان و پژوهش در زمینه تاریخ و سیاست ارمنستان و منطقه قفقاز مشغول شد، کاری که پیش از ورود به سیاست عملی به آن می‌پرداخت. او از بنیان گذاران و مدیر مؤسسه مطالعات ارمنی معاصر (انستیتوی زوریان)، سردبیر نشریه آرمنیان ریویو و مدیر بایگانی اسناد حزب داشناکسوتیون در بوستون بود.

لیباریدیان مؤلف چند کتاب مهم به زبان انگلیسی درباره ارمنستان و ارامنه است با عنوان‌های ارمنستان مدرن: مردم، ملت و حکومت (2004)، چالش‌های دولت: اندیشه سیاسی ارمنی از استقلال به بعد (1999) و ارمنستان در گذرگاه: دموکراسی و ملیت در دوران مابعد شوروی (1991). لیباریدیان کتابی در دست نگارش دارد درباره مناقشه قره‌باغ که برای تحقیقات آن اخیرا به آذربایجان مسافرت کرده است. اخیرا مقاله مفصلی در مطبوعات ارمنستان هم منتشر کرده است که در آن بزرگ‌ترین خطر برای ارمنستان  امروز را مهاجرت گسترده به خارج و خالی شدن کشور می‌داند، امری که گمان می‌کند مسؤولان کشور دست کم گرفته‌اند. در همین راستا او معتقد است که اگر در اوائل سده بیستم جمعیت ایالات ارمنی‌نشین امپراتوری عثمانی به سبب مهاجرت کاهش نمی‌یافت، ترک‌های جوان نمی‌توانستند به این آسانی برنامه قتل عام ارامنه را اجرا کنند.

نوشته زیر گزارشی است از یکی از مصاحبه‌های سال گذشته لیباریدیان. او در این مصاحبه به اظهارنظر درباره مناسبات ارمنستان و ترکیه، امضای پروتکل‌هایی بین دو کشور و در نهایت شکست مذاکرات و رویکرد دولت‌های ارمنستان در این زمینه پرداخته است. برای آشنایی با دیدگاه‌های او ترجمه این مصاحبه را در این جا نقل می‌کنیم.

 

 

 

ژیرایر لیباریدیان: مرز ارمنستان و ترکیه هرگز باز نبوده است

 

گئورگ استامبولتسیان

 

به نظر مشاور ارشد اسبق رئیس جمهور ارمنستان و قائم مقام وزیر امور خارجه در دوران ریاست جمهوری لئون ترپطروسیان، اظهارنظرهای سرژ سرکیسیان در مورد توقف روند مذاکره بیشتر مصرف داخلی داشته است.

در مصاحبه اختصاصی با رادیو آزادی لیپاریدیان گفته است: در عمل، ارمنستان هم اکنون پروتکل‌های امضا شده با ترکیه را متوقف کرده است. هیچ چیز تازه‌ای وجود ندارد: ارمنستان روند مذاکرات را ترک نمی‌کند، رئیس جمهور به امضای خود متعهد است و می‌گوید مشاوره‌ها باید ادامه پیدا کنند. با این اظهار نظرها به سیاست موجود جنبه رسمی داده می‌شود. به علاوه، این اظهارنظر بیش تر برای مصرف داخلی است.

او با اشاره به بخش مشخصی از بیانات سرکیسیان که وی در آن از همتای ترکیه‌ای خود تشکر کرده است، گفت: سرکیسیان از رئیس جمهور عبداله گل تشکر می‌کند. در این صورت مسؤول شکست مذاکرات کیست؟ باقی می‌ماند نخست وزیر اردوغان و وزیر امور خارجه داووت اغلو. به نظر می‌رسد در ترکیه نسبت به این موضوع دو رویکرد سیاسی وجود دارد؛ گل می‌خواهد مسأله مذاکرات دوجانبه ارمنستان و ترکیه را از مسأله قره‌باغ جدا کند. دیگران نمی‌توانند این دو موضوع را از هم جدا کنند. البته از نظر سیاسی این جدایی کار دشواری است، همان طور که در نخستین سال‌های استقلال جمهوری ارمنستان برای ما هم دشوار بود. نشستن پای میز مذاکره با ترکیه بدون پیش شرط و بدون جدا کردن مسأله شناسایی قتل عام ارامنه از گسترش روابط دیپلماتیک، برای ما هم دشوار بود.

لیباریدیان با عطف توجه به وضعیت سال‌های 1990، گفته است: این تصور که تا سال 1993 مرز ترکیه و ارمنستان باز بود غلط است. در دوره شوروی این مرز هفته‌ای یک بار باز می‌شد تا قطار مسافری به ترکیه برود. بعد از فروپاشی شوروی رفت وآمد این قطار هم متوقف شد. بعد از آن مرز چند بار باز شد. در سال 1992 با دستور ویژه اجازه داده شد محموله گندم 52 هزار تنی که از اروپا از راه ترکیه ارسال شده بود از طریق مرز دو کشور وارد ارمنستان شود. چند بار هم دولت ترکیه مرز را برای من گشود تا بتوانم برای شرکت در مذاکرات از آن عبور کنم. به طور کلی می‌توان گفت مرز ارمنستان و ترکیه همیشه بسته بوده است.

به نظر لیباریدیان دشوار بتوان گفت که به درازا کشیدن مذاکرات بین آنکارا و ایروان به سود ارمنستان باشد: اگر ما ده سال زودتر روابط‌مان را با ترکیه بهبود می‌بخشیدیم، امروز اوضاع متفاوت بود. من شش هفت سال با ترک‌ها مذاکره کرده‌ام و در تمام این مدت مسأله کمیته تاریخ‌نگاران مطرح نشده است، ترکیه یک بار هم چنین پیش‌شرطی را مطرح نکرده است. وقتی ده پانزده سال دیرتر چنین سندی را امضا می‌کنی، یک پیش‌شرط اضافی هم پیدا می‌شود. نمی‌دانم اگر ده پانزده سال دیگر طول بدهیم دیگر چه پیش‌شرطی مطرح می‌شود.

لیباریدیان در مورد مسأله قره‌باغ اعتقاد دارد: نظر شخصی من این است که نخست باید مسأله قره‌باغ را به طور ریشه‌ای حل کرد و بعد از آن به ترکیه، ایران و روسیه پرداخت. گره اصلی در قره‌باغ است. مسأله ارمنستان و ترکیه عمدتا مسأله روان شناختی است. در موضوع قره‌باغ هم عامل روان شناختی مؤثر است، امّا در آن جا موضوع اهمیت استراتژیک دارد.

لیباریدیان بر این باور است که سرژ سرکیسیان برخلاف سلف خود تمایل دارد مسائل منطقه‌ای حل و فصل شوند: وقتی در سال 1998 روبرت کوچاریان سر کار آمد، فهمیدم که دیگر نه مسأله ترکیه و ارمنستان حل خواهد شد و نه مسأله قره‌باغ. می‌دانستم بر خلاف تصور برخی‌ها، مخصوصا در واشنگتن، روبرت کوچاریان هیچ مسأله‌ای را حل نخواهد کرد. این برای من روشن بود، آن هم نه تنها به این دلیل که شخص او را می‌شناختم، بلکه همچنین به سبب طرز فکر او. سرژ سرکیسیان با کوچاریان فرق دارد. امّا او در موضع ضعف قرار دارد و به نظر من دور و برش را آدم‌های محدودی گرفته‌اند که من نمی‌دانم چه طور می‌خواهد کار کند. با این همه بر این باورم که سرکیسیان به طور کلی می‌خواهد مسائل را حل کند.

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 104

19 مرداد 1390