لئون ترپطروسیان: مستبد یا مردم‌سالار؟

 

 

بنیان گذاری و تاریخ سیاسی جمهوری ارمنستان با نام لئون ترپطروسیان که اکنون رهبری کنگره ملی ارمنی (های آزگائین کنگرس یا به اختصار هاک)،  نیروی اصلی اپوزیسیون ارمنستان را به عهده دارد گره خورده است.

لئون ترپطروسیان در سال 1945 در شهر حلب در سوریه به دنیا آمد. یک سال بعد خانواده‌اش به ارمنستان مهاجرت کردند. او در سال 1968 از رشته شرق‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان با تخصص زبان و ادبیات عربی فارغ التحصیل شد. بعدها مدارک دکتری خود را از دانشگاه لنینگراد دریافت کرد و سالیان دراز در ماتناداران (گنجینه کتاب‌های خطی ارمنستان) و سایر مؤسسات پژوهشی و علمی کار می‌کرد.

در سال 1966 یک بار به خاطر شرکت در تظاهرات سالگرد قتل عام ارامنه دستگیر شد، امّا ورود او به عرصه سیاست به طور جدّی دیرتر اتفاق افتاد، یعنی در سال 1988، زمانی که بیش از چهل سال داشت، و در آستانه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی. جنبش استقلال ارمنستان با جنبش قره‌باغ گره خورده بود. ترپطروسیان نیز به این جنبش پیوست و به سرعت به عضویت کمیته ارمنستان جنبش قره‌باغ در آمد. در دسامبر همین سال همراه سایر اعضای این کمیته دستگیر و شش ماه در مسکو زندانی شد. در 16 اکتبر سال 1991 با اکثریت قاطع آرا به عنوان نخستین رئیس جمهور ارمنستان انتخاب شد.

نخستین دوره ریاست جمهوری ترپطروسیان سال های دشواری برای مردم ارمنستان بود. کشور در محاصره بود به سبب کمبود انرژی چند زمستان را در سرما و تاریکی از سر گذراند. امّا این مشکلات به حساب حکومت گذاشته نمی‌شد. در سال 1994 ترپطروسیان کشف یک باند مواد مخدر و وابستگی تعدادی از اعضای آن به حزب داشناکسوتیون را اعلام کرد. به دنبال آن فعالیت‌های آن حزب به مدّت شش ماه در کشور ممنوع اعلام شد. شعبه ارمنستان حزب داشناکسوتیون بخشی از تشکیلات جهانی این حزب بود و دولت مردان ارمنستان، از جمله ترپطروسیان با آن‌ها مشکل داشتند. آن‌ها خواهان این بودند که اعضای کمیته ارمنستان شهروند ارمنستان باشند و از دفتر مرکزی حزب در خارج از کشور دستور نگیرند. ترپطروسیان با مواضع تندروانه حزب داشناک در زمینه برخورد با ترکیه و حل وفصل مسأله قره‌باغ هم مسأله داشت. همه این‌ها باعث شد که از این فرصت استفاده کند و فعالیت این حزب را غیرقانونی اعلام کند. و این عمل به عنوان نقطه سیاهی در کارنامه سیاسی او باقی ماند.

در انتخابات ریاست جمهوری بعدی در سال 1996، بنا بر آمار رسمی، تر پطروسیان با تفاوت اندکی از رقیب خود وازگن مانوکیان جلو افتاد. او از سوی هواداران مانوکیان متهم شد که تقلب کرده است. مخالفان به خیابان‌ها ریختند و ترپطروسیان برای مهار تظاهرات واحدهای نیروهای نظامی را به خیابان‌های ایروان آورد. با مخالفان با خشونت رفتار شد و اعتراضات کنترل شد. این نقطه تاریک دیگری در کارنامه سیاسی او بود.

دومین دوره ریاست جمهوری تر پطروسیان در موقعیت ضعیفی قرار گرفت. محبوبیت او کاهش پیدا کرده بود و نیروهای نظامی و امنیتی که در سرکوب اعتراضات نقش مهمی بازی کرده بودند قدرت گرفته بودند. وزیر دفاع، وازگن سرکیسیان و وزیر کشور سرژ سرکیسیان (رئیس جمهور فعلی ارمنستان) همراه نخست وزیرش روبرت کوچاریان (دومین رئیس جمهور ارمنستان) با تشکیل ائتلاف قدرتمندی به مخالفت با سیاست‌های ترپطروسیان مخصوصا در زمینه حل وفصل مسأله قره‌باغ پرداختند. در کم تر از یک سال ونیم بعد از انتخابات، ترپطروسیان که از حل وفصل مرحله‌ایِ مناقشه قره‌باغ هواداری می‌کرد و به ضرورت امتیاز دادن متقابل باور داشت، از سوی مخالفانش به خیانت و فروش قره‌باغ متهم و ناچار به استعفا شد. تر پطروسیان در فوریه سال 1998 از مقام ریاست جمهوری کناره گرفت. او در نوشته‌ها و مصاحبه‌های خود در این دوره که متن‌شان موجود است به تفصیل دیدگاه‌های خود را تشریح کرده است و به اتهامات عوام فریبانه در این زمینه پاسخ داده است. در بخش ارمنی این شماره هویس بخشی از یکی از نوشته‌های او را در این زمینه آورده‌ایم. او در استعفای خود آشکارا اعلام کرده است که به این خاطر استعفا می‌دهد که بدیل‌های دیگر، کشور را به سوی نابودی می‌برد و خطرناک‌تر است. او آشکارا گفته است که حزب صلح در ارمنستان شکست خورده است و این چیز عجیبی نیست چرا که حزب صلح در جوامع بسیار پیشرفته‌تر از ارمنستان نیز بارها شکست خورده است. این رفتار البته رفتار یک مستبد نیست.

در هشت سالِ بعد، در دو دوره ریاست جمهوری روبرت کوچاریان، ترپطروسیان در عرصه سیاست ارمنستان حضور فعالی ندارد. در دسامبر سال بعد وازگن سرکیسیان که در اجبار او به استعفا نقش کلیدی داشت در یک عملیات تروریستی در صحن پارلمان ارمنستان کشته می‌شود و با مرگ او و قربانی دیگر این حادثه کارن دمیرجیان، کوچاریان به رهبر بلامنازع کشور بدل می‌شود. تر پطروسیان در این مدت کتابی دو جلدی به نام ارامنه و صلیبیون منتشر می‌کند.

بازگشت ترپطروسیان در سال 2007 به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 اتفاق می‌افتد. او در نطق‌های آتشین خود گروه کوچاریان و سرژ سرکیسیان را به فساد و تلویحا به دست داشتن در عملیات تروریستی سال 1999 پارلمان متهم می‌کند و آن‌ها را دسته‌ای از راهزنان و اشرار می‌خواند و موفق می‌شود انبوهی از ناراضیان از وضع موجود را پیرامون خود جمع کند. نتایج رسمی شمارش آرای انتخابات، سرژ سرکیسیان را در همان مرحله نخست برنده انتخابات اعلام می‌کند. حالا هواداران ترپطروسیان به خیابان‌ها می‌ریزند. در درگیری‌های روز اول مارس ده نفر کشته می‌شوند. ترپطروسیان توانسته است از آن پس، به عنوان رهبر تعدادی از احزاب مخالف دولت تحت عنوان هاک، مردمی کثیر را بارها و بارها در اجتماعات بسیار بسیج کند و در یک سال اخیر خواهان برگزاری انتخابات زودرس شده است. وقتی سرژ سرکیسیان پروتکل‌های عادی‌سازی روابط با ترکیه را امضا کرد، ترپطروسیان در ضمن مخالفت با برخی مواد آن با مخالفت‌های تندروانه با آن پروتکل‌ها نیز مخالفت کرد. در یک سال اخیر سرژ سرکیسیان هر از گاهی برای مذاکره با هاک چراغ سبز نشان داده است و بحث گفت‌وگو بین دولت و اپوزیسیون بسیار داغ بوده، امّا تا کنون نتیجه چندانی از آن عاید نشده است. ترپطروسیان در جدیدترین اظهارات خود اعلام کرده است که اگر موفق نشوند دولت را به برگزاری انتخابات زودرس وادار کنند، در انتخابات پارلمانی سال آینده شرکت خواهند کرد تا به این وسیله بتوانند رئیس جمهور را استیضاح کنند. ادامه این سرگذشت را رویدادهای آینده نشان خواهند داد.

پرونده اصلی بخش ارمنی این شماره هویس  به لئون ترپطروسیان اختصاص یافته است. آیا با آن کارنامه، او یک مستبد است، یک عوام فریب یا یک هواخواه دموکراسی؟

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 110

18 آبان 1390