ارمنستان و آذربايجان

زمزمههای جنگ

 

لازم نیست كسی یک نظریه پرداز بزرگ جنگ مانند كارل فون كلاسویتز یا مارشال باغرامیان باشد تا بداند ارمنستان نباید به دنبال جنگ با آذربایجان باشد، اما بر خلاف میل خود عمل كردن برای دولتها نامعمول نیست، همانطور كه برای آدمها. مثلا، آیا درست است وقتی دشمن روز به روز قویتر میشود، در جنگ پیشدستی كنی و تهدیدآمیز رفتار كنی؟ با این كه تو را تحریك میكند و با تاخت وتاز و حملات دزدكی كوتاهمدت، مرزت را در مینوردد؟

این راز بزرگی نیست كه آذربایجان برای قوی كردن ارتش خود مقادیر هنگفتی پول سرمایهگذاری میكند. در میانه اكتبر، رئیسجمهور الهام علیاِف اظهار كرد كه جمع مخارج نظامی كشورش در سال 2011 سه میلیارد دلار خواهد بود. مخارج نظامی ارمنستان 360 میلیون یعنی یكنهم بودجه نظامی باكو است. گرچه ارمنستان به احتمال زیاد از مسكو كمك نظامی ویژه دریافت میكند، تفاوت بودجه نظامی میان ایروان و باكو بیشتر از آن است كه در نظر گرفته نشود.

در سالهای اخیر، باكو از هجده كشور (از اوكراین گرفته تا اسراییل) اسلحه خریده است. سربازان آذری هم مورد تعلیم افسران تركیهای و اسراییلی قرار گرفتهاند. كه این آخری آگاهی و ظرفیتهای الكترونیكی جنگافزار باكو را نیز ارتقا داده است. این حقیقتی بارز است كه اسراییل یكی از پیچیدهترین و بهترین تأسیسات پادگانی الكترونیكی نظامی را دارد.

خود آذربایجان هم صنعت نظامی در حال رشدی دارد كه اسلحه و سیستمهای پرتابی تولید میكند. شاید باكو به خاطر آن كه شانزده سال پیش ضربه خورده، میخواهد پیش از حمله به ارمنستان- آرتساخ 200 درصد اطمینان داشته باشد كه برنده جنگ خواهد بود.

تا اینجا ارمنستان از كشیده شدن به یك جنگ غیر ضروری با همسایه شرقی ِ پر سروصدا و شمشیر از رو بستهی خود پرهیز كرده است. اما بر روی دیگر سكه سؤالی مهم وجود دارد: آذربایجان چرا با ارمنستان-آرتساخ درگیر جنگی تمام عیار نشده است؟ آیا باكو پارس میكند اما گاز نمیگیرد؟

اینجا 9 دلیل برای خودداری باكو ارائه میشود:

 

1- تركیه به دلایلی كه خودش دارد (كه دلایل زیادی هم وجود دارد) به آذربایجان گفته است درگیر اشتباهی چون جنگ با ارمنستان-آرتساخ نشود.

 

2- روسیه به خاطر دلایلی كه خودش دارد ( كه برای او هم دلایلی بسیار وجود دارد) به آذربایجان گفته است با ارمنستان-آرتساخ جنگ شروع نكند.

 

3- شركتهای جهانی نفت خام كه میلیاردها دلار در استخراج و پالایش و انتقال نفت آذربایجان سرمایهگذاری كردهاند، به باكو هشدار دادهاند كه دوست ندارند ببینند سرمایههاشان در نتیجهی جنگ ارمنستان-آذربایجان دود هوا شود. غیر از اینها، زمینهای نفتخیز باكو در 200 كیلومتری مرز شرقی آرتساخ قرار دارد.

 

4- ایالات متحده به خاطر دلایل چندگانه خودش به آذربایجان گفته است كه خود را وارد حادثهای بی‌‌ملاحظه نكند.

 

5- اخیرا روسیه و ارمنستان یك قرارداد نظامی امضا كردهاند. این موضوع حضور یكانهای روسیه را كه برای دورهای قابل توجه در ارمنستان مستقر شدند طولانی خواهد كرد. این یكانها نه تنها "اعمالی كه از علائق فدراسیون روسیه سرچشمه میگیرد انجام میدهند" بلكه "امنیت ارمنستان را هم با همكاری ارتش ارمنستان حفظ میكنند". این موضوع، روسیه را نیز متعهد میكند تا همپیمانهای منطقهای خود را با "سختابزار نظامی مخصوص و تسلیحات مناسب و مدرن" تغذیه كند.

 

6- افكار عمومی بینالمللی بیش از همیشه در جنگ اهمیت دارد. به دست آوردن قلب و فكر افكار عمومی و رسانهها حیاتی است. مهم نیست چگونه قضاوت میكنند، مهاجم همواره برچسب تاجر جنگ میخورد و در مجامع بینالمللی مانند سازمان ملل، تقبیح میشود. آذربایجان در خلال تحریكاتی كه در حق ارمنستان-آرتساخ انجام میدهد باید امیدوار باشد كه ایروان-استپاناگرد به دام طعمه بیافتد و حمله كند.

 

7- آذربایجان ممكن است اعتقاد داشته باشد كه جنگ را به آسانی میبَرد، اما میفهمد هزینه آن بسیار بالاست (به خاطر ویرانی صنعت نفت خام به عنوان تكیهگاه اصلی اقتصادی كشور). بحران اقتصادی ممكن است تحولات سیاسی و اجتماعی به وجود آورد كه سلطان علیاف و دوستانش را سرنگون كند. غیر از اینها، اولویت فكری گروه حكمران آذری، حفظ قدرت است.

 

8- در ماههای اخیر، گزارشاتی موثق وجود داشته كه اگر ایالات متحده و اسراییل به ایران حمله كنند، برای حمله از سمت شمال، از آذربایجان به عنوان سكوی پرتاب استفاده خواهند كرد. علیاف ممكن است امیدوار باشد كه در طول آن تهاجم نظامی بینالمللی عظیم، حمله او به ارمنستان نسبتا دور از توجه خواهد ماند یا به عنوان یك تعیین مرز ناگزیر در منطقهای نسبتا دور تلقی خواهد شد.

 

9- آذربایجان امید دارد كه مهاجرت از ارمنستان، آن كشور را خالی كرده و به جایی برساند كه ایروان گزینهای دیگر جز پذیرش شروط آذربایجان نداشته باشد.

 

یك ارمنی عصبانی ممكن است فكر كند كه ممكن است یك قرارداد نظامی سری میان روسیه و تركیه و آذربایجان وجود داشته باشد كه وقتی آذربایجان به ارمنستان حمله كند فعال خواهد شد. با این همه، اولین بار نخواهد بود كه ارمنیها از ترك شدن توسط به اصطلاح دوستان خود، احساسی چنین داشته باشند.

زمان خواهد گفت كه كدام یك از سناریوهای بالا معتبر است. اما باور كردنی باشد یا نه، ارمنستان یك انتخاب دارد: آماده شدن برای یك جنگ آذری (نظامی، اقتصادی و اجتماعی). باكو فشار آوردن بر ایروان را ادامه خواهد داد. چند ماه پیش، یك وزیر عالیرتبه آذری تصور محو شدن ارمنستان در عرض یك دهه را ابراز كرد. در طول تاریخ طولانی ما این نخستین كسی نیست كه چنین خیالاتی درباره سرنوشت ما میپرورد. اما تنها به خاطر این كه تلاشهای قبلی برای حذف ارمنستان و ارمنیها شكست خورده، دلیلی برای این نیست كه فرض كنیم حملات آینده به ارمنستان نیز بهطور معجزهآسا به جایی نرسند. و بیایید به یاد آوریم كه از 1375 تا 1918 دولتی به نام ارمنستان وجود نداشت.

ترجمه: نسیم نجفی

منبع: www.keghart.com

دوهفته نامه "هويس" شماره 88

17 آذر 1389