کمی تاریخ

 

ارمنستان فلاتی است که بین سه پهنه آبی بزرگ ــ دریای مدیترانه، دریای سیاه و دریای خزر ــ واقع شده است. این که ارامنه (آرمن‌ها) در چه تاریخی به این سرزمین آمدند و ساکنان پیشین آن چه کسانی بودند، محل مناقشه و مجادلات بین تاریخ‌نگاران است، امّا این مسلم است که پیش از ارامنه اقوام دیگری در این سرزمین زندگی می‌کردند و این که فلات ارمنستان بخشی از تمدن اورارتو بوده است. این نیز مسلم است که در سده هفتم پیش از میلاد اهالی این سرزمین اجداد ارامنه امروزی بودند و به زبان ارمنی سخن می‌گفتند و در آثار مورخان یونانی و کتیبه‌ها و اسناد ایرانی، از این سرزمین به عنوان ارمنستان نام برده شده است. گفتیم فلات ارمنستان بین سه دریا واقع شده است، امّا تنها در عصر تاریخی کوتاهی، در زمان تیگران کبیر (سده دوم پیش از میلاد) ارمنستان به دریا راه داشته است. امّا همین زمان کوتاه نیز کافی بود تا زمانی دراز ارمنستانی که از دریا تا دریا گسترده است، آرمان برخی نحله‌های ملی‌گرای ارمنی باشد.

تیگران کبیر که گفتیم، از سلسله شاهان آرتاشسیان بود. بعد از این سلسله، آرشاکونی‌ها (یا اشکانیانِ) ارمنی از سال 66 تا 428 میلادی حکومت ارمنستان را به دست گرفتند. آن‌ها خویشاوند اشکانیان ایران بودند. اصلا یک خاندان بودند و زبان دربار ارمنستان زبان پهلوی بود.

با روی کار آمدن ساسانیان در ایران در سده سوم میلادی و سپس با پذیرش مسیحیت به عنوان دین رسمی ارمنستان در سال 301 میلادی، روابط ایران و ارمنستان به تیرگی گرایید.

در سال 395 میلادی با ابداع حروف منحصر به فردی برای زبان ارمنی ــ همان حروفی که نمونه‌اش را امروز روی تابلوهای شهری و کتاب‌های ارمنی می‌بینید و نه لاتین است، نه عربی، نه حروف عاریتی دیگری ــ هویت مستقل ارمنی استحکام بیش تری پیدا کرد. این حروف پیش از همه برای ترجمه کتاب مقدس به زبان ارمنی به کار رفتند و ترجمه ارمنی کتاب مقدس از قدیمی‌ترین و بهترین ترجمه‌های آن است. از این حروف برای نگارش تاریخ ارمنستان و منطقه نیز استفاده شد و منابع تاریخ‌نگاری ارمنی از معتبرترین منابع برای روشن کردن برخی از رویدادهای تاریخ کشورهای مجاور از جمله ایران نیز هستند. در ایروان بنایی هست که احتمالا شما هم از آن بازدید می‌کنید. این بنا ماتناداران نام دارد و گنجینه‌ای است از متون خطی که بیش ترشان به همین خط ارمنی نوشته شده‌اند.

در سده پنج میلادی، ارمنستان مسیحی بود امّا ایران که اکنون ساسانیان بر آن حکم می‌راندند همچنان زرتشتی باقی مانده بود. در میانه این سده، یزدگرد دوم از پادشاهان ساسانی در صدد برآمد ارامنه را نیز به پذیرش دین زرتشت وادارد. در این زمان ارامنه در دست حکمرانان محلی ارمنی بود که ناهاپت خوانده می‌شدند. جناحی از این حکمرانان به رهبری وارتان مامیکونیان (تندیس او را در ایروان خواهید دید) در برابر این اجبار مقاومت کردند و در جنگی که در دشت آوارایر در گرفت توانستند بر نیروهای ساسانی پیروز شوند. این جنگ، که هم دینی بود (و از این رو به تقویت قدرت کلیسا در زندگی سیاسی ارامنه انجامید) و هم جنگ ملی، باعث انسجام بیش تر هویت ملی ارامنه شد. تا امروز نیز سالگرد این جنگ از اعیاد ارامنه است.

 

تنديس وارتان ماميكونيان كار يرواند كوچار

 

ارمنستان همواره بین امپراتوری های بزرگ و به قول ارمنی‌ها  گرواخندزور آن‌ها بوده است. یعنی سیبی که قدرت‌های بزرگ برای تصرف آن با هم جنگیده‌اند؛ زمانی میدان جنگ امپرتوری‌های ایران و روم بود، بعد امپراتوری‌های عرب و مغول هریک مدتی بر آن حکم راندند و سپس بین ایران و عثمانی  و روس و عثمانی بر سر آن جنگ بود. گاه سلسله‌های پادشاهی ارمنی نیز مدتی زمام امور را به دست می‌گرفتند، امّا کارشان چندان نمی‌پایید. به هر رو آخرین سلسله پادشاهی ارمنی باگراتونی‌ها بودند که در اوائل سده دوازدهم میلادی حکومت‌شان به پایان رسید و بعد از آن ارمنستان حکومت مستقل نداشت تا سال 1918 که نخستین جمهوری ارمنستان به مدّت دو سال برپا شد.

ناگفته نماند که در سرزمین کیلیکیه واقع در سواحل دریای مدیترانه کنار دریای مدیترانه، در مناطقی که اکنون جزء خاک سوریه و ترکیه هستند، نیز مدّتی یک پادشاه ارمنی حکومت می‌کرده که در سال 1375 منقرض شده است. امّا یکی از مراکز جهانی کلیسای ارمنی هنوز به نام مرکز کیلیکیه شناخته می‌شود، هرچند مقرّش در آنتیلیاس نزدیک بیروت است.

تاریخ معاصر ارامنه دردناک و پرمشقت است. سده نوزدهم و مخصوصا نیمه دوم آن، عصر جنگ‌های آزادی بخش بود و ارامنه نیز وارد جنگ آزادی بخش ملی شدند و خواست‌شان رهایی از دست عثمانی و ایران و پیوستن به روسیه بود که گمان می‌کردند به عنوان کشوری مسیحی حامی آن هاست. بعد از پیوستن ارمنستان ایران به روسیه در دوران فتحعلی شاه قاجار، ارامنه دیدند امید به روسیه امیدی واهی بوده و فشارها و تبعیض‌های اجتماعی و اقتصادی ادامه دارند. در جنگ جهانی نخست، ارامنه عثمانی قتل عام و  قربانی یکی از دردناک‌ترین نسل‌کشی‌های تاریخ معاصر شدند.

بعد از جنگ جهانی نخست، ارامنه برای نخستین بار بعد از شش دهه، صاحب حکومت مستقل ملی شدند، در قالب سه جمهوری:

جمهوری نخست (1918 -1920): جمهوری مستقلی که بعد از جنگ جهانی نخست و پس از جنگی سخت با نیروهای ترکیه در ساردارآباد، اعلام موجودیت کرد، امّا دو سال بیش تر نپایید.

جمهوری دوم (1921-1991) یا جمهوری شوروی ارمنستان که هرچند در چارچوب شوروی بود، امّا دورانی بود که فرهنگ و سازندگی و زبان ملی رشد کرد. ایروانی که امروز می‌بینید، اساساً در همین دوره ساخته شد. در این دوره ارامنه در کنار دیگر مردمان شوروی در جنگ علیه فاشیزم هیتلری شرکت کردند و قربانیان بسیار دادند.

جمهوری سوم (1991 تا کنون): که بعد از فروپاشی شوروی شکل گرفت.

 

شناسنامه ارمنستان

مساحت: 29473 کیلومترمربع

جمعیت: 3300000 نفر

نوع حکومت: جمهوری

رئیس جمهور: سرژ سرکیسیان

نخست وزیر:  تیگران سرکیسیان

پایتخت: ایروان

جمعیت ایروان: 1100000 نفر

شهر دوم: گیومری با جمعیت 168000 نفر

همسایه ها: ایران، گرجستان، ترکیه، آذربایجان

به دریا راه ندارد

 

 

- راهنمای كوچك سفر به ارمنستان

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 94

18 اسفند 1389