از خصومت های قومی تا نسل كشی

 

ملّی گرایی در آخرین دوره امپراتوری عثمانی تقویت شد و تفاوت های بین مردم گوناگون امپراتوری را تثبیت كرد. تمایزهای  دینی، به میزان قابل ملاحظه ای، هم از سوی ترك ها و هم از سوی ارامنه به تفاوت های ملّی و نژادی استحاله پیدا می كرد، كه نسبت به تفاوت های دینی خیلی صلب تر و تغییرناپذیرتر بودند. همزمان، رقابت در شرایط دشوار اقتصادی و درگیری بین ترك ها، كردها و ارامنه بر سر منابع محدود زمین، تنش های بین قومی را تشدید كرد. پیش داوری ها در هر دو سو همواره بودند، امّا تغییر در موقعیت نسبی، مخصوصا باژگونی آشكار سلسله مراتب مسلمان-ذمّی، هراس ها و اضطراب هایی درباره آینده به وجود آورد كه سیاست مداران توانستند از آن بهره بگیرند. با وجود این، در نهایت، آغاز اقدامات قهرآمیز با غرض نسل كشی در سال 1915، نه ناشی از تغییر شكل هویت ها و پیش داوری های همراه آن بود، نه ناشی از انباشت تنش ها، بلكه ابتكار عمل دولت بود. بدگمانی های رهبران ترك های جوان نسبت به ارمنی ها به عنوان عناصر خراب كار با شكست های اولیه عثمانی در تهاجم سریكامیش در زمستان 1914 رو به فزونی نهاد. در شرایط سقوط قریب الوقوع امپراتوری در سال 1915، در حالی كه روس ها از سمت شرق تهدید می كردند و استرالیایی ها و بریتانیایی ها در گالیپولی نیرو پیاده می كردند، دولت ترك های جوان تصمیم گرفت سربازان ارمنی را از ارتش مرخص كند، به روستاهای اطراف وان و سپس به خود شهر حمله كند، روشن فكران و نمایندگان مجلس را در استانبول دستگیر كند (24 آوریل 1915)، و دستور اخراج تبعه ارمنی از امپراتوری را صادر كند. دولت همه موانع قانونی را در زمینه تعدی و خشونت نسبت به ارامنه ملغی كرد، در واقع گرفتن جان و مال آن ها را تشویق كرد، كسانی را كه به ارامنه كمك می كردند مجازات كرد، و دور خشونتی را دامن زد كه از مقیاس محلی شروع شد و به سراسر آناتولی شرقی و مركزی گسترش پیدا كرد.

برخی از تاریخ نگاران ارمنی استدلال كرده اند كه نسل كشی مرحله نهایی تاریخچه ای طولانی از كشتار و سركوب ارامنه به دست ترك ها بود40، به این معنا كه كشتار جمعی جزئی از یك روحیه عمومی قائل به نابود کردن دشمن از بیخ و بن بود، امّا احساس من این است كه خصومت روزافزون نسبت به ارامنه لزوماً به نسل كشی ختم نمی شد، اگر ابتكار عمل و تشویق های دولت در شرایط جنگ نبود. نسل كشی ارامنه بیش از آن كه برنامه درازمدت و سنجیده برای كشتار [یك قوم] باشد، اقدام سركوب گرانه قاطعانه و انتقام جویانه ای بود، كه به سیاست فرصت طلبانه ای بدل شد با هدف پاك كردن آناتولی از ارامنه یك بار برای همیشه، خلاص شدن از شر بهانه ای كه آن ها همیشه برای دخالت بیگانگان در منطقه فراهم می كردند، و هموار كردن راه برای تحقق رؤیای یك امپراتوری تورانی.

در نهایت، همه بحث های تاریخی كه درباره تشدید تفاوت هایی كه به جوّ نفرت در میان ترك ها و ارامنه دامن زدند انجام می شود، تنها زمینه ای فراهم می كند برای فهم محیطی كه نسل كشی در آن اتفاق افتاد و این كه چرا چنین كشتار بیرحمانه ای ممكن شد. امّا برای فهم این كه چرا این رویداد اتفاق افتاد، و چرا دولت دست به دستگیری ها و جابه جایی هایی زد كه باعث شد كشتار ماه ها ادامه پیدا كند، به اطلاعاتی نیازمندیم درباره تصمیم گیری هایی كه در بالاترین حلقه های حكومتی اتخاذ شدند. تاریخ نگاران در حال حاضر به این گونه سندها دسترسی ندارند. وقتی درِ بایگانی های دولتی به روی محققان گشوده شود، و اگر این بایگانی ها از اسناد تصفیه نشده باشند، تاریخ نگاران نباید حیرت كنند اگر به جای یافتن سندی واحد مبنی بر كوچ اجباری ارامنه، با رشته ای تصمیم گیری ها در این زمینه روبه رو شوند، كه یكی از دیگری رادیكال تر است، یكی برای دیگری خوراك فراهم می آورد، تا جایی كه اخراج از خدمت نظام سربازان ارمنی و تیرباران ها و سركوب های پراكنده، ناگزیر به برنامه ای برای نابودی فیزیكی انبوه می انجامد. امروز نتیجه گیری قطعی درباره دستورهایی كه صادر شده اند امكان پذیر نیست، امّا بازآفرینی آن جوّ سیاسی و روشن فكری كه تصمیمات اصلی بر بستر آن اتخاذ شدند، ممكن است.

رهبران ترك در پاسخ به پرسش های دیپلمات های آلمانی و غربی درباره رفتار عثمانی ها به ارامنه و اعتراض های آن ها به این گونه رفتار، چنین استدلال می كردند كه شرایط متزلزل و مخاطره آمیز امپراتوری و دفاع امپراتوری از خود، سركوب شورش ارامنه را توجیه می كند. طلعت پاشا، در گفت وگویی با هنری مورگنتاو، سفیر آمریكا در امپراتوری عثمانی، شبكه پیچیده دلایلی را كه به تصمیم قطعی خلاص شدن از شر ارامنه آناتولی منجر شد چنین تشریح می كند: امروز از شما خواسته ام به این جا بیایید تا موضع مان را درباره كلّ ماجرای ارامنه توضیح بدهم. ما برای برخوردهای خود با ارامنه سه دلیل متمایز داریم. اوّل این كه آن ها از قِبَلِ ترك ها ثروت اندوخته اند. دوم این كه آن ها مصمم هستند بر ما مسلط شوند و دولت جداگانه ای تشكیل دهند. سوم، آن ها آشكارا دشمنان ما را ترغیب كرده اند. 41

كمیته اتحاد و ترقی در سال های منتهی به جنگ جهانی اوّل شكست های پی درپی در زمینه سیاست خارجی متحمل شده بود: باختن بوسنی هرزگووین به امپراتوری اتریش-مجارستان در سال 1908، تسخیر لیبی و رودِس از سوی ایتالیا در سال های 11-1912، استقلال آلبانی در سال 1912، و شكست در نخستین جنگ بالكان (13-1912) كه به از دست رفتن بخش اعظم تركیه اروپایی منجر شد. در عصر ملّی گرایی، ملّی گرایی برای امپراتوری عثمانی جز زیان چیزی به بار نیاورده بود، و چنین به نظر می رسید كه ترك های جوان درك می كردند كه ترك ها هم باید به یك ملّت بدل شوند تا بتوانند در رقابت های بی رحمانه ای كه در اروپای امپریالیستی در جریان بود، دوام بیاورند42. آن ها در ضمن به یك متحد نیرومند نیاز داشتند، امّا همه كوشش های آن ها در این زمینه بی نتیجه بود. هانس فون وانگنهایم، سفیر آلمان در باب عالی، تنها بعد از مداخله مستقیم شخص قیصر، به عقد یک قرارداد دفاعی با ترك ها تن داد. با آغاز جنگ، با وجود درخواست های آلمان، ترك ها اعلام بی طرفی كردند و با غنیمت شمردن فرصت، كشتی های آلمانی مستقر در دریای سیاه را گرفتند و تمام قراردادهای كاپیتولاسیون را كه قدرت های خارجی در امپراتوری عثمانی به دست آورده بودند ملغی كردند و اعلام كردند كه همه خارجی ها در خاك تركیه تابع قوانین و دادگاه های تركیه خواهند بود. تنها بعد از این كه آلمانی ها دو میلیون پاند تركی طلا به آن ها پرداختند، مثلث قدرت امپراتوری موافقت كردند وارد جنگ شوند. تحریك روس ها ــ به توپ بستن سواحل روسیه از یكی از كشتی های آلمانی سابق مستقر در دریای سیاه ــ باعث شد روسیه در 2 نوامبر 1914 رسماً به تركیه اعلام جنگ كند.

در اواخر دسامبر انور شخصاً فرماندهی جبهه قفقاز را به عهده گرفت و در عرض چند هفته در سریكامیش شكست فاجعه باری خورد. هشتادوشش درصد نیروی یك صدهزار نفری تركیه نابود شدند. چند هفته بعد، نیروهای انگلیسی جمال را كه می خواست از فلسطین به مصر پیش روی كند، در آب راه سوئز متوقف كردند. جمال كه دستور داده بود همه یهودی های خارجی از فلسطین اخراج شوند و تنها بعد از اعتراض آلمانی ها و آمریكایی این دستور را پس گرفته بود، حالا به سوریه پس رانده شد. روسیه دریای سیاه را كنترل می كرد، بریتانیایی ها و فرانسوی ها دریای مدیترانه را، و در فوریه 1915 نیروهای بریتانیا به پیش روی خود را به سوی تنگه داردانل شروع كردند. در شرایط این گونه شكست ها و این اندازه ناامیدی در نخستین ماه های سال 1915 بود كه مقامات عثمانی سربازان ارمنی را خلع سلاح كردند، اوّل آن ها را در واحدهای كار سازمان دهی كردند و در مرحله بعد وادارشان كردند پیش از تیرباران قبرهای خودشان را بكنند. با گسترش شایعات در زمینه رفتار خشونت آمیز عثمانی ها با روستاییان ارمنی، ارامنه وان در ماه آوریل تصمیم گرفتند از خود دفاع كنند. فعالیت های آن ها قیام انقلابی تلقی شد، و درگیری در خیابان های وان شروع شد. روس ها كه پیش روی می كردند شهر را گرفتند، امّا آن ارامنه ای كه پشت خطوط نیروهای ترك ماندند، هدف عملیات گسترده ای قرار گرفتند كه باید طی آن از منطقه تخلیه می شدند. برای جلوگیری از مقاومت سازمان یافته ارامنه، روز 24 آوریل روشن فكران برجسته، رهبران سیاسی، و حتی اعضای ارمنی پارلمان عثمانی را در استانبول دستگیر و تبعید كردند. و این همان تاریخی است كه ارامنه در آن مراسم یادبود قربانیان را برگزار می كنند.

طلعت در خاطرات خود كه بعد از مرگش منتشر شد، طرز فكر مقامات عثمانی را در لحظه تصمیم گیری درباره جابه جایی جمعیت ارامنه و همین طور در این باره كه كوچ اجباری چه گونه به كشتار سكنه بی گناه انجامید، تشریح می كند. هرچند او سعی می كند زیاده روی های ناخواسته را توجیه كند، امّا درباره انگیزه های كشتار جمعی خیلی آشكارتر از تعدادی زیادی از تاریخ نگاران توجیه گر امروزی سخن می گوید:

باب عالی، كه تحت همان اجبار كار می كرد، و آرزو می كرد امنیت ارتش و شهروندانش را تأمین كند، به اقدامات جدی در راستای جلوگیری از این گونه قیام ها دست زد. كوچ اجباری ارامنه یكی از این اقدامات پیش گیرانه بود.

من این را می پذیرم كه این جابه جایی دسته جمعی همه جا كاملاً مطابق قانون انجام نگرفت. در بعضی جاها كارهای خلاف قانون انجام شد. نفرتی كه بین ارامنه و مسلمان ها وجود داشت، و با فعالیت های وحشیانه اوّلی ها تشدید شده بود، پی آمدهای فاجعه باری در پی داشت. برخی از افسران از قدرت و اختیارات خود سوء استفاده كردند، و در برخی جاهای دیگر مردم خود دست به اقدامات پیشگیرانه زدند و افراد بی گناهی مورد تعدی قرار گرفتند. این را اعتراف می كنم. این را هم اعتراف می كنم كه وظیفه دولت این بود كه از این گونه زیاده روی ها و وحشی گری ها جلوگیری كند، یا دست كم عاملان آن ها را دستگیر و به شدت مجازات كند. در برخی جاها هم كه دارایی های مردمِ جابه جا شده تاراج شد، و آن ها مورد تجاوز قرار گرفتند، ما كسانی را كه مسؤول این كارها بودند دستگیر و مطابق قانون مجازات كردیم. با وجود این اعتراف می كنم كه ما می بایست جدی تر برخورد می كردیم، باید دست به تحقیق گسترده ای می زدیم با این هدف كه همه عاملان و چپاول كنندگان را میی افتیم و به شدت به مجازات می رساندیم ...

عناصر تركی كه در این جا به آن ها اشاره می كنم، كوته بین و متعصب، امّا با وجود این در اعتقادات خود صادق بودند. عموم مردم آن ها را تشویق می كردند، و آن ها تأیید همگانی را با خود داشتند. تعداد آن ها زیاد بود و نیرومند بودند ...

مجازات آشكار و فوری آن ها در میان مردمی كه از اعمال آن ها هواداری می كردند، به نارضایتی عمیقی دامن می زد. اقدام به دستگیری و مجازات همه عوامل، سراسر آناتولی را به دامن هرج و مرج می انداخت، آن هم در زمانی كه ما به اتحاد نیاز داشتیم. در زمانی كه ما برای جنگیدن با دشمن خارجی به قدرت نیاز داشتیم، تقسیم ملّت به دو اردوی متخاصم خطرناك بود43.

 

انگیزه كشتار ارامنه در بیش تر موارد تعصب مذهبی نبود، هرچند تمایزهای دینی هم در این میان نقشی بازی كردند. تفاوت دینی، حتی با وجود این كه به تدریج به تمایز قومی تغییر شكل می داد، نشانه اصلی تمایز باقی ماند. در حالی كه بیش تر قربانیان كشتارها به خاطر تعلق قومی-دینی خود به كوچ اجباری و بدتر از آن محكوم می شدند، موارد زیادی هست كه وقتی آن ها اسلام می آوردند، از مرگ نجات پیدا می كردند44. هویت ارامنه از دید ترك ها چیز ثابت و تغییرناپذیری به حساب نمی آمد، بر خلاف هویت یهودی ها كه در ذهن نژادپرست نازی ها چیز غیرقابل تغییر بود. با وجود این، پیش داوری عمومی راجع به ارامنه به عنوان حریص و مزدور، خراب كار و بی وفا، آن ها را به مقوله ای بیگانه و غیرسمپاتیك بدل ساخت، كه بعداً می شد نابودشان كرد.

وقتی جنگ تمام شد، 90 درصد ارامنه عثمانی دیگر نبودند ــ كشته شده بودند، به بیابان های سوریه تبعید شده بودند، یا به قفقاز و خاورمیانه پناه برده بودند. تعداد كشته شده گان در منابع گوناگون متغیر است ــ برابر محافظه كارانه ترین تخمین ها حدود 600 هزار تا یك میلیون نفر كشته شدند ــ و این رویدادها افكار عمومی اروپا و آمریكا را تكان داد. در دهه 1930 نویسندگانی از هولوكاستِ ارمنی ها سخن به میان آوردند، و در اوائل دهه 1940، وقتی رافائل لمكین اصطلاح نسل كشی را وضع كرد، آن را برای دو واقعه سده بیستم به كار برد ــ تبعید دسته جمعی و كشتار ارامنه به دست ترك ها در سال 1915 و نابودی یهودی های اروپا به دست نازی ها.

 

 

40-  برجسته ترین آن ها واهاكن ن. دادریان است، كه در كتاب تاریخ نسل كشی ارامنه: برخوردهای قومی از بالكان تا آناتولی تا قفقاز (پراویدنس و آكسفورد: برگهان بوكس، 1995) چنین استدلال می كند كه كشتارهای حمیدی، رویدادهای آدانا در سال 1909، نسل كشی 1915، و همین طور لشكركشی های ترك های ملّی گرا به قفقاز در سال 1918، همه را باید به عنوان حلقه های یك سیاست نسل كشی ادامه دار از سوی ترك ها دید.

41- هنری مورگنتاو، داستان سفیر مورگنتاو (گاردن سیتی، نیویورك: دابلدِی پِیج، 1918).

42- دیوید فرومكین می نویسد: طلعت، انور و دوستانشان، ملّی گراهایی بدون ملّت بودند. صلحی برای پایان دادن به همه صلح ها: خلق خاورمیانه مدرن، 1922-1924 (نیویورك: هنری هولت و شركا ، 1989). او از مارك سایكس نقل قول می كند: چند نفر وقتی درباره تركیه صحبت می كنند توجه دارند كه نه چنین جایی وجود دارد و نه چنین مردمی. آخرین میراث خلیفه: تاریخ مختصر امپراتوری تركیه (لندن: مك میلان، 1915).

43- طلعت پاشا، خاطرات طلعت پاشا، بعد از مرگ نشریه كارنت هیستری 15، شماره 1 (اكتبر 1921).

44- نگاه كنید به آرا سارافیان، تغییر دین كودكان و زنان ارمنی رساله ارائه شده در كنفرانس نسل كشی، دین، و مدرنیته در موزه یادبود هولوكاست ایالات متحده، 13-11 مه 1997.

 

 

- ارمنی‌ها، ترک‌ها و پایان امپراتوری عثمانی - نگاهی به زمینه‌های قتل عام ارامنه
رونالد گریگور سیونی

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 96

31 فروردين 1390