شاه نامه فردوسی در آثار نقاشان بزرگ ارمنی

 

لیا خاچیکیان

 

تابلوی فردوسی شاه نامه را برای سلطان محمود غزنوی می خواند

اثر وارتگس سورنیانس

رنگ و روغن روی بوم، 138 در 162 سانتی مترـ 1913م.

موزه ملی ارمنستان، ایروان

 

شاه نامه فردوسی هرچند در زمان نگارشش آن‌چنان که شایسته بود مورد عنایت شاه غزنوی قرار نگرفت و در همان زمان هنرمندان دربار دست به تصویرسازی صحنه‌های آن نزده‌اند، ولی همواره صحنه‌های حماسی آن دست‌مایه خلق آثار هنری بسیاری بوده است. و شاهان بسیاری علاقه‌مند بودند صحنه‌های آن زینت‌بخش کتاب‌ها و دیوارهای کاخ‌شان باشد. شاید به نوعی می‌خواستند خود را در جلوه یک فرمانروا از فرمانرویان سلحشور در شاه‌نامه بنمایانند؛ شاه سوار بر اسب در حال شکار، فرمانروایی نشسته بر سریر در میان ملتزمان، زوج فرشتگان در حال پرواز بر فراز سر فرمانروا، رامشگران در حضور شاه، رزم شاه، بزم شاه و بسیار از چنین صحنه‌های درباری در نقاشی‌ها دیده می‌شود که به نوعی می‌توان گفت بازنمایی دربار و شکوه شاهِ همان دوران بوده است. چنین است که شاه‌نامه‌های مصور ارزشمند بسیاری که در کارگاه‌های سلطنتی تهیه شده از ادوار گوناگون بر جای مانده است. شاه‌نامه فردوسی نه تنها الهام‌بخش نقاشان دربار، که مورد عنایت نقاشان کوچه و بازار نیز بوده است. پرده‌های نقالی، نقاشی‌های قهوه‌خانه و پشت شیشه‌ای‌های متعدد موجود از دوران و هنرمندان گوناگون، دلیل این مدعا هستند.

محبوبیت شاه‌نامه فقط در بین ایرانیان خلاصه نمی‌شود. این اثر در دوره‌های گوناگون برای نقاشان ارمنی سرچشمه الهام خلق آثار هنری بوده است. تصاویر شا‌ه‌نامه‌هایی که درآثار نقاشان ارمنی می‌بینیم با بن‌مایه تصاویر شاه‌نامه‌هایی که  توسط ایرانیان ترسیم شده است متفاوت است و همین باعث جذابیت  آن‌ها از دید ناظران ایران می‌شود. زیرا آن‌چنان چشم ناظران به تماشای مجلس‌های شاه‌نامه که توسط هنرمندان ایرانی ترسیم شده خو گرفته که گاهی تکرار همان ترکیب‌بندی‌ها و رنگ‌ها را در آثار جدید می‌بینیم، گویی اگر بدعتی در انتخاب رنگ و ترکیب‌بندی‌ها انجام شود تصویر همان مجلس نخواهد بود. همچنین از آن‌جایی که نقاشان ارمنی برخاسته از ادبیات و فرهنگ دیگری هستند در کارهاشان زاویه دید و گاه، بخشی متفاوت از داستان دارای اهمیت و برجستگی می‌شود؛  برای همین این تصاویر برای بیننده ایرانی طراوت و تازگی ویژه‌ای دارد.

از نمونه‌های بدیع این دست، باید به آثار وارتگس سورنیان و ماردیروس ساریان اشاره کرد. اگر چه این هنرمندان تقریبا هم‌عصر بوده‌اند دارای سبک هنری متفاوتی هستند و چیزی که در آثار هر دو آنان به چشم می‌خورد آشنایی با فرهنگ ایرانی است. هر دو این هنرمندان سفرهایی به ایران داشته‌اند و آثار بسیاری بر اساس این سفرها خلق کرده‌اند.

 

تصویرسازی برای رستم و سهراب

اثر وارتگس سورنیانس

گواش و جوهر روی کاغذ،

29.6 در 30.5 سانتی مترـ1914م.

موزه ملی ارمنستان، ایروان

 

وارتگس سورنیانس، زاده ی سال 1860 میلادی گرجستان، و دانش آموخته مسکو و مونیخ در رشته معماری و نقاشی بود. وی هنرمندی بود که در چندین زمینه فعالیت هنری انجام می‌داد. علاوه بر تصویرسازی و طراحی صحنه تآتر، با مجسمه سازی، طراحی دکوراسیون و معماری آشنایی داشت. و به جز ارمنی و روسی زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی و فارسی می‌دانست و از او ترجمه هایی از نمایش‌نامه‌های شکسپیر به زبان ارمنی بر جا مانده است. او به سبب آشنایی با زبان فارسی در سال 1885 م. معادل 1264 شمسی همراه با هیأت مردم شناسی اروپایی به ایران سفر کرد و با معماری، فرهنگ، هنرهای تزیینی و ادبیات ایران آشنا شد. همچنین هنر و معماری ارمنیان ایران به ویژه ارمنه‌ی جلفای نو اصفهان بر وی بسیار تأثیر گذاشت و دستاورد این سفر برای او مطالعه و اسکیس‌های بسیاری از معماری و هنرهای تزیینی ایران زمین بوده که بعدها در خلق آثار بسیاری از ایران و داستان‌هایی از مشرق استفاده شده، و همچنین تصاویری که از مجلس‌های شاه‌نامه خلق کرده است. از این دست باید به تابلو رنگ روغن با ابعاد 132 در 162سانتیمتری با عنوان فردوسی شاه‌نامه را برای سلطان محمود غزنوی می‌خواند اشاره کرد. این تابلو اکنون در موزه ملی ارمنستان نگهداری می‌شود. به دلیل تحصیلات و علاقه وی به هنرهای تزیینی از مشخصه‌های آثار او توجه به اجزای معماری و دکور صحنه و پسزمینه‌های پرکار است، در این تابلو دقت در اجزای تزئینات و  کنده‌کاری‌های تخت پادشاه، فرش‌ها و نوع پوشاک  قابل توجه است . اگر چه نوع پوشاک، طرح فرش‌ها، پوشش نظامیان، لباس فردوسی، و تاج و تخت نقاشی شده مربوط به دوران غزنویان نیست و از لحاظ تاریخی مربوط به دوران دیگری هستند ولی در نظر بیننده یادآور ایران و جلوه‌هایی از هنر و فرهنگ ایرانی است.  به جز تابلو رنگ روغن با قطع بزرگ فوق، از سورنیانس تصویرسازی‌های دیگری از مجلس‌های دیگر شاه‌نامه هم موجود است. این تصویرسازی‌ها بر روی کاغذ خاکی رنگ کشیده شده است که فضای حاکم بر داستان را بازتاب می‌دهد. فضاسازی تصاویر با درون مایه داستان هماهنگ است. در این تصاویر شاهد ان هستیم که سورنیانس علاوه بر نقاشی، از تکنیک‌های نو گرافیک به بهترین شکل در کارهاش بهره جسته است.

ماردیروس ساریان از دیگر نقاشان به‌نام ارمنی است. وی نیز همانند سورنیانس خارج از منطقه‌ای که امروزه مرز ارمنستان است زاده شده. ساریان متولد 1880 و دانش آموخته مسکو است. آثارش بسیار تحت تأثیر کارهای پل گوگن و هانری ماتیس است. او همواره علاقه خود را به هنرمند شهیر روس مارک شاگال ابراز داشته است.

 وی از سال 1910تا 1913 م. در ترکیه، مصر و ایران زندگی کرده  و در آثارش نشانه‌های تأثیرپذیری از طبیعت، فرهنگ و هنرهای تزیینی ایرانی به چشم می‌خورد. در میان کارهای ساریان تابلوهایی با تم و بن‌مایه ایرانی به چشم می‌خورد. از این بین می‌توان به تابلویی با عنوان ایران اشاره کرد که در سال 1915 م. معادل 1294 شمسی کشیده شده است. برای نقاشان ارمنی آن دوره ایران سرزمین خیال‌انگیزی پنداشته شده که تداعی‌گر فضای داستان‌های هزار و یک شب بوده است. ساریان با چنین دیدی از ایران تصویر خلق کرده است. او همواره در کارهایش خود را به فرهنگ و طبیعت مشرق زمین علاقه‌مند نشان داده است. از ماریروس ساریان تصویرسازی کتاب رستم و سهراب بخشی از شاه‌نامه بر جا مانده. این کتاب در سال 1934 به مناسبت هزارمین سالگرد تولد فردوسی با ترجمه گئورگ آسادرویان در ایروان توسط بدهراد منتشر شده است. تصویرسازی‌های این کتاب که با قلم فلزی کار شده‌اند، هم ظرافتی یادآور مینیاتورهای شرقی دارند و هم  هویت مستقل ارمنی.

 

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 123

10 خرداد 1391