طبیعت بر انسان خشم گرفته است

 

 

در سال‌های اخیر خبرهایِ فجایع طبیعی و رخدادهای غیرطبیعی روز به روز بیشتر می‌شود. از خبر تگرگ‌های درشت و نابهنگام گرفته تا تسونامی‌های وحشتناک تا خودکشی جمعی دلفین‌ها و کوسه‌ماهی‌ها. براستی خبرهایی تکان‌دهنده و وحشت‌انگیز. طبیعت که میلیون‌ها سال چونان مادری مهربان انسان را در دامان خود پرورده و از او مراقبت کرده است، امروز گویی بر او خشم گرفته و بر سرش آتش می‌بارد. وقتی از نزدیک‌تر پژوهش‌های مربوط به زیست محیط را دنبال می‌کنیم، می‌بینیم که انسان بدون اینکه لحظه‌ای نگران آینده فرزندان خود و فرزندان و نوه‌ها و نبیره‌های فرزندان خود باشد، به دست خویش کمر به نابودی طبیعی بسته است.

نیازی نیست متخصص باشیم تا دریابیم که انسان با از میان بردن جنگل‌ها و حوزه‌های آبی موجب گسترش بیابان‌ها و برخاستن طوفان‌های شن و گردوغباری می‌شود که بی‌محابا مرزهای بین کشورها در می‌نوردند. از یک سو بارندگی‌های سیل‌آسا زندگی و خان‌ومان مردمان و جانوران نابود می‌کند و در آن سو جنگل‌هایی که میلیون‌ها سال بالیده‌اند، طعمه حریق می‌شوند و می‌سوزند. بر این کره خاکی جایی نیست که از این ویرانی سهم نبرد. صخره‌های یخی عظیم قطب شروع به ذوب شدن کرده‌اند و این امر به بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌ها و زیر آب رفتن خشکی‌ها می‌انجامد. انواع نادر گیاهی و جانوری یکی پس از دیگری نابود می‌شوند.

به نظر می‌آید که انسان دوراندیش باید هرچه زودتر تدبیری برای توقف این روند ویرانگر بیاندیشد، امّا گویی رجال سیاسی جز صدور بیانیه درباره خطرات سهمگینی که کره خاکی و نوع بشر را به نابودی تهدید می‌کنند کاری نمی‌کنند. پیدایش سازمان‌های حامی محیط زیست شاید در این میان نقطه امیدی باشد.

مقاله اصلی این شماره هویس به این مسائل خطیر اختصاص یافته است. در کنار مقاله کارمن آذریان که تکه‌هایی از آن را در بالا نقل کردیم، دو نوشته کوتاه داریم درباره دلایل خودکشی دسته‌جمعی دلفین‌ها و خطرات زیست‌محیطی‌ای که دریاچه سِوان ارمستان را تهدید می‌کنند.

 

دوهفته نامه "هويس" شماره 126

21 تیر 1391