درباره نمایش‌نامه نازار دلاور اثر درنیك دمیرجیان

 

تركیب كمدی و بیانیه سیاسی

 

ادی آرناوودیان

 

 

نازار دلاور، اثر درنیك دمیرجیان (1956-1877)، یك افسانه كمدی پنج پرده‌ای (مجموعه آثار، جلد پنج، ایروان، 1973)، یك هجو مبتكرانه و درخشان است درباره استبداد سیاسی و جاه‌طلبی‌های قدرت‌های بزرگ، و بی‌اعتنایی آن‌ها به خواسته های  ملت‌های كوچك و دموكراسی و اخلاق.   

این قضاوت هرانت تامرازیان درباره اثر دمیرجیان است كه خودش آن را در میان تمام تفاسیر انجام شده از این داستان عامیانه ارمنی كه دمیرجیان در 1924 نوشته، برجسته‌ترین می‌داند. بحث درباره ارزیابی او  دشوار است. نازار دلاور، هُنری كامل است كه یك داستان قومی كلاسیك را در كنار دیدگاه مدرن نویسنده از دنیای سیاست، در یك مجموعه گرد می‌آورد. دیدگاهی كه شایستگی‌اش را حتی تا امروز هم حفظ كرده است.

نازار چهره‌ای‌ست لایق تمام استهزاهایی كه انسان‌های هوشیار و بذله‌گویان بی‌رحم قادرند نثارش كنند. ادعای شجاعت و دلاوری، سخنان توخالی و ظاهر مضحك او به روشنی این را شهادت می‌دهند. نازار یك تنبل بی‌مصرف، بی‌اعتنا، زننده، زمخت و خشن است.

او برای كسانی كه با دلقك كارتون انگلیسی، اندی کپ (Andy Capp) آشنا هستند  یک اندی کپ ارمنی است! و نیز تجسم شخصیتی بزدل و نامرد كه از همه‌چیز می‌ترسد، از هر حركت ناشناخته كوچك حتی از رفتن به تاریكی باغ خانه بدون همسرش.

در همین حال، او از خود یك تصویر خیالی دارد؛ او خود را یك مرد  شجاع تمام عیار می‌پندارد كه آماده جنگ و شكست دادن راهزنان محلی است كه همه از آن‌ها فرار می‌كنند. او خود را مدافع شجاع مردم تصور می‌كند كه دشمن قدرتمند را به ضعف رسانده و از افتخار آن لذت می‌برد.

 اما چنان كه گاهی در قصه‌های عامیانه رخ می‌دهد، بخت به او لبخند می زند، آن هم یك لبخند حسابی. با تغییر عجیب و غریب اتفاقات، نازار صاحب شهرت شجاعت و همین‌طور تاج و تخت پادشاهی می‌شود. یك بار كه ترسیده و در حال فرار است خود را در حالی می‌یابد كه در یك قلمرو شاهی دور، كه در آن  به دنبال پناه بوده، با او مثل یك قهرمان برخورد می‌شود.

درنتیجه، در پرده دوم نازار با تبختر یك رئیس حكومت قدم می‌زند، به عنوان شاهی كه ستایش می‌شود. او تجسم سیاست‌های فاسد و منحط است . او به رسم رایج امپراتوری‌ها، با هر ملتی كه گستاخ است و نافرمانی می‌كند وارد جنگ می‌شود. نمایش اعتراض خشمگین او در برابر كسانی كه از ملحق كردن املاك‌شان به او سر باز می‌زنند، به طور غریبی بامزه است، اما در عین حال نمایه‌ای دقیق و عمیق از تاریخ استیلای حكومت مستعمراتی نیز هست.

همچنان كه كه نازار با طرفدارانش توطئه می‌كند، به طوری كه فورا مجمعی را به یاد می‌آورد كه قدرت‌های بزرگ نشسته‌اند و دنیا را میان خود تقسیم می‌كنند، می‌بینیم كه اثر دمیرجیان از نمایشی كمدی به هجویه‌ای سیاسی تغییر شكل پیدا می‌كند. صحنه‌های كمیك آن حقایقی جهانی را درباره نخبگان قانون‌گذار بیان می‌كنند.

خصوصیات شخصی بی‌اعتنایی و خشونت نازار، به شكل قانون‌گذاران بی‌رحم، غیرانسانی و خشن در هر نقطه از دنیا تجسم می‌یابد. او غیر از آن كه آماده است شهروندان بی‌گناه ممالك خارجی را بكشد، مردم خودش را هم برای جنگیدن و كشته شدن به كار می‌گیرد، و این در حالی‌ست كه خود و همدستانش بر پشت میزهای لوكس ضیافت برپا كرده‌اند.

از این نظر، نمونه سقوط نقد ادبی معاصر را می توان  در نظریه دیوید گاسپاریان درباره نمایش‌نامه دمیرجیان که در كتاب سال 2002 خود با نام ادبیات ارمنی نوشته و چاپ كرده، مشاهده کرد.

با وجود بحث نابخردانه‌ای كه گاسپاریان به راه می‌اندازد تا هنرمندان ارمنی برجسته را به عنوان مخالفین اساسی سوسیالیزم و انقلاب روسیه 1917 و انطباق ارمنستان با رژیم شوروی معرفی ‌كند، نكات درخشانی هم در متن او هست كه بیان می‌كند نازار دلاور با نمایاندن سوء استفاده انسان‌ها از قدرت سیاسی‌، اصولا به عنوان انتقادی از سردمداران وقت شوروی نوشته شده است.  

گاسپاریان در حالی كه مدرك كتبی برای قضاوتش ندارد می‌نویسد: دمیرجیان در نوشته‌هایش می‌گوید منشأ شخصیت‌هایش از سیستم‌های سیاسی پیشین یا از ممالك خارجی سرچشمه می‌گیرند. خیلی‌ها درباره زمان خودشان می‌نویسند و در ذهن‌شان اهدافی مشخص از زندگی سیاسی زمان خودشان دارند، اما به خاطر امنیت می‌گویند درباره دیگر دوران‌ها نوشته‌اند. 

این تعبیر مستبدانه و فردی و اختراع شده نمی‌تواند در ارزیابی ما از نمایش‌نامه تأثیر بگذارد و از روحیه و اهداف بلند دمیرجیان تنها کاریکاتوری به دست می دهد. اما نمایش‌نامه دمیرجیان در 1924 نوشته و چاپ شده، دورانی كه بخش بزرگی از طبقه روشنفكر ارمنی، از جمله دمیرجیان و چارنتز، ماهاری، باكونتز، نایری زریان و خیلی‌های دیگر، بیش‌ترین اشتیاق را برای دولت جدید جمهوری ارمنستان نشان دادند.

نازار دلاور نشانی از شعار ندارد، همین‌طور نشانی از هیاهو، ابتذال یا كلیشه. موفقیت دمیرجیان در این است كه تغییرشكل كارش از هجو به بحث سیاسی به طور یكدست انجام شده است. اعمال ظالمانه نازار به عنوان رئیس حكومت كاملا بر شخصیت ظالمش استوار است و هر دوی این‌ها قانع كننده‌ هستند. اعمال سیاسی زننده، زمخت و خشن او  طبیعتا از مشخصات فردی كاراكتر او نشأت گرفته است.  

این تركیب هماهنگ هجو كمیك و بیانیه سیاسی، مانع از این می‌شود كه سیاست به شكل آزاردهنده یا تبلیغی ظاهر شود. حركات فیزیكی، میمیك‌های بیانگر چهره، و روابط فیزیكی بین بازیگرانِ نقش اول سهم بزرگی در شكل یافتن و بسط كاراكتر، پلات، كمدی و هجو دارد.

همچنان كه نمایش‌نامه به انتهای رضایت‌بخشش نزدیك می‌شود نقص‌های كار به راحتی قابل چشم‌پوشی‌ به نظر می‌رسد. ما شاهد ستیزی ناشایست میان نازار و همسرش هستیم كه ملكه شده است. جدال را نازار شروع كرده چرا كه می‌خواهد همسرش را به خاطر یك زن جوان‌تر و زیباتر كه نجیب‌زاده است طلاق دهد! اما همین‌طور كه خشونت آن‌ها شدت می‌گیرد مردم شورشی را آغاز می‌كنند. در این حین همدستان نازار هم بالاخره می‌فهمند كه او چیزی جز یك ترسو نیست كه برای چپاول قصر آمده است.

ترجمه: نسیم نجفی

دوهفته نامه "هويس" شماره 93

4 اسفند 1389